<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>توسعه فضاهای پیراشهری</title>
    <link>https://www.jpusd.ir/</link>
    <description>توسعه فضاهای پیراشهری</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 21 Apr 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 21 Apr 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>توانسنجی دفاتر تسهیلگری در زمینه توانمندسازی سکونتگاه‌های غیر رسمی مطالعه موردی: محلات شهر قائم و امین آباد قم</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_233352.html</link>
      <description>اسکان غیررسمی از جلوه‌های بارز فقر شهری است که به صورت برنامه‌ریزی نشده و ناموزن در درون و یا اطراف شهرها به وجود می‌آید. این پدیده که محصول توزیع ناعادلانه قدرت، ثروت و خدمات در سطوح ملی و منطقه‌ای می‌باشد، در بسیاری از کشورهای جهان به ویژه کشورهای درحال توسعه شکل گرفته است.هدف این پژوهش توانسنجی دفاتر تسهیلگری در زمینه توانمندسازی سکونتگاه های پیراشهری در محلات شهر قائم و امین آباد قم می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل ساکنین محلات شهر قائم و امین آباد شهر قم می‌باشند. از نظر جمعیتی، تعداد 27 هزار نفر در محله قائم و 25 هزار نفر در محله امین آباد ساکن هستند. حجم نمونه با استفاده از نرم افزار Sample Power و با درنظرگرفتن حداکثر اطمینان، حداقل میزان خطا و توان آزمون به تعداد 200نفر محاسبه شد. به منظور ارزیابی میزان موفقیت دفاتر مذکور پرسشنامه ها در میان اهالی دو محله هدف توزیع گردید. جهت تجزیه و تحلیل دادهای جمع‌آوری شده از آزمون‌های آماری تی تک نمونه ای و تحلیل عاملی استفاده شده است. از نتایج تحقیق با بررسی وضعیت میانگین هریک از متغییرها می‌توان این گونه استنباط نمود به استثنای 8 زمینه فعالیتی دفاتر تسهیلگری در سایر زمینه ها نتوانسته عملکرد موفقی داشته باشد و نیازمند بازبینی در وضعیت فعالیتی دفاتر، بهبود شرایط و رفع کاستی‌ها موجود می‌باشند همچنین میزان رضایت عمومی مردم از عملکرد دفاتر تسهیلگری در سطح دو محلات نشان از عدم برآورده ساختن انتظارت مردمی در این محلات دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الزامات دستیابی به الگوی مدیریت یکپارچه شهری ـ روستایی در پیرامون کلانشهر تهران (مطالعه موردی: ناحیه ری)</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_237101.html</link>
      <description>کاستی‌های ساختاری در نظام مدیریت، ناهم‌افزایی بحرانی بین زیرسیستم‌های اجتماعی - اقتصادی و زیرسیستم‌های اکولوژیکی- اجتماعی نواحی روستایی پیرامون کلانشهرها را تشدید می کند. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف شناسایی الزامات دستیابی به الگوی مدیریت یکپارچه شهری ـ روستایی در پیرامون کلانشهر تهران با مطالعه موردی شهرستان ری انجام شده است. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی ـ تحلیلی است. جامعه آماری این تحقیق، تعداد 60 سکونتگاه روستایی شهرستان ری واقع در حریم کلانشهر تهران است و جامعه هدف شامل خبرگان دانشگاهی، مدیران دستگاه‌های اجرایی، مدیران محلی روستاهای مورد مطالعه و خبرگان محلی آگاه در سطح شهرستان ری بوده‌اند. انتخاب خبرگان به صورت هدفمند و با استفاده از روش گلوله‌برفی صورت گرفته است. ابزار گردآوری اطلاعات از طریق پرسشنامه بوده و به‌منظور تحلیل داده‌ها از آزمون‌های تحلیل عاملی اکتشافی، رگرسیون و تحلیل مسیر در محیط نرم‌افزار SPSS استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد که نخست هشت عامل یکپارچگی سیاستی ـ سرزمینی، یکپارچگی ساختاری ـ مدیریتی، یکپارچگی بخشی ـ سازمانی، یکپارچگی عملکردی ـ اجرایی، یکپارچگی مالی ـ اعتباری، یکپارچگی قانونی، یکپارچگی عمودی و شهروندمداری به عنوان الزامات تحقق‌پذیریِ الگوی مدیریت یکپارچه شهری ـ روستایی شناسایی شد‌ه‌اند که در مجموع 98 درصد از واریانس را تبیین می‌کنند. از سوی دیگر یافته‌های تجربی و تحلیلی انجام شده با تحلیل مسیر، با توجه به &amp;amp;laquo;ضریب بتای منفی&amp;amp;raquo;، یکپارچگی سرزمینی ـ سیاستی، یکپارچگی سازمانی ـ بخشی، یکپارچگی ساختاری ـ مدیریتی و یکپارچگی عملکردی ـ اجرایی با اثرگذاری مستقیم بر شکل‌گیری مدیریت یکپارچه شهری ـ روستایی در نواحی پیرامون کلانشهر تهران، قویاً بر این نکته تأکید دارند که صرفِ تلاش برای یکپارچه‌سازی و تحقق آن، تضمین‌کننده نتایج مثبت نیست؛ بلکه، شکل‌گیری و نهایتاً اثربخشی یکپارچگی مدیریت شهری ـ روستایی در نواحی پیراشهری به‌شدت وابسته به کیفیت اجرای الزامات بنیادین آن است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر خشکسالی بر جابجایی جمعیت و پیامدهای اجتماعی آن در فضاهای پیراشهری زنجان</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_242945.html</link>
      <description>خشکسالی با مختل‌کردن نظام‌های معیشتی و زیست‌محیطی در مناطق پیراشهری، محرک جابجایی‌های گسترده جمعیتی می‌شود. این جابجایی‌ها، پیامدهای اجتماعی عمیقی بر ساختار جوامع مبدأ و مقصد، از جمله فروپاشی شبکه‌های اجتماعی، تشدید نابرابری‌ها و تغییر الگوهای اسکان شهری بر جای می‌گذارد.پژوهش حاضر با هدف تتأثیر خشکسالی بر جابجایی جمعیت و پیامدهای اجتماعی آن در فضاهای پیراشهری زنجان انجام شده است. این پژوهش کاربردی با روش ترکیبی (کیفی-کمی) و ابزار پرسشنامه انجام شد. داده‌ها از دو گروه ۵۰ نفری از خبرگان (با روش دلفی) و 334 نفر از ساکنان محلی حاشیه شهر زنجان، گردآوری شد. برای تحلیل داده‌ها از روش‌های دلفی، آزمون t تک‌نمونه‌ای و مدل DEMATEL استفاده گردید. نتایج روش دلفی حاکی از اجماع قوی و پایداری بالا در نظرات خبرگان نسبت به شاخص‌های اثرات اجتماعی است، به ‌طوری که اختلاف ناچیز مقادیر کریسپ بین دو مرحله (بین 004/0 تا 015/0)، اعتبار محتوایی و قابلیت اتکای چارچوب شاخص‌های پژوهش را تأیید می‌کند. سپس بر اساس نتایج آزمون t تک نمونه‌ای، مهاجرت به حاشیه شهر زنجان منجر به بهبودهای اقتصادی شکننده و ناپایدار شده است که آسیب‌پذیری ساختاری ناشی از خشکسالی را رفع نکرده است. در مقابل، این جابجایی با گسست عمیق شبکه‌های اجتماعی، سقوط حس تعلق و افزایش استرس همراه بوده و یک &amp;amp;laquo;تله آسیب‌پذیری&amp;amp;raquo; ایجاد کرده که تاب‌آوری مهاجران را کاهش داده و پایداری سکونت در این مناطق را با تردید مواجه ساخته است. در نهایت بر اساس مدل دیمتل، &amp;amp;laquo;وضعیت اقتصادی&amp;amp;raquo; پیشران کلیدی (علت) سیستم است و بیشترین تأثیر را بر دیگر مؤلفه‌ها می‌گذارد، درحالی که &amp;amp;laquo;چشم‌انداز آینده&amp;amp;raquo; یک مؤلفه وابسته (معلول) است. &amp;amp;laquo;انسجام اجتماعی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;سلامت روانی&amp;amp;raquo; نقش واسطه حیاتی دارند و برای جلوگیری از تبدیل رشد اقتصادی به شکاف اجتماعی، مداخلات باید به‌ طور همزمان بر بهبود اقتصاد و تقویت شبکه‌های حمایتی متمرکز شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر کاهش تاب‌آوری لرزه‌ای مناطق پیراشهری با تأکید بر ابعاد رشد و توسعه شهری (مورد مطالعه: بجنورد)</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_230710.html</link>
      <description>مناطق پیراشهری بجنورد به دلیل رشد و توسعه شهری، با چالش‌های فزاینده‌ای در زمینه تاب‌آوری لرزه‌ای روبرو هستند. این مطالعه به بررسی جامع عوامل مؤثر بر این تاب‌آوری، با تأکید بر ابعاد مختلف رشد و توسعه شهری، می‌پردازد. هدف اصلی، ارائه درکی عمیق از پیچیدگی‌های موجود و تعیین مسیرهایی برای بهبود وضعیت در این مناطق است. این پژوهش یک مطالعه کاربردی با رویکرد کیفی است که به روش پیمایشی توصیفی-تحلیلی انجام شده است. داده‌ها از طریق مطالعات اسنادی، کتابخانه‌ای و مصاحبه‌های میدانی با ۳۵ نفر از مدیران و متخصصان شهرستان بجنورد (به روش نمونه‌گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری) گردآوری شد. تحلیل داده‌ها با روش گراندد تئوری (نسخه استراوس و کوربین) انجام شد که شامل مراحل کدگذاری باز، محوری و انتخابی بود. مصاحبه‌های ۶۰ تا ۹۰ دقیقه‌ای ضبط، پیاده‌سازی و با الگوی پارادایمی (علّی، زمینه‌ای، مداخله‌گر) دسته‌بندی شدند تا نظریه‌ای مبتنی بر داده‌ها استخراج شود. نتایج نشان داد که کاهش تاب‌آوری لرزه‌ای مناطق پیراشهری بجنورد تحت تأثیر سه دسته عوامل کلیدی قرار دارد: عوامل علی (مانند مهاجرت، ترس از کاهش ارزش ملک و تنش‌های محلی)، عوامل زمینه‌ای (شامل معماری سنتی غیرمقاوم، گسل‌های فعال و عدم سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها) و عوامل مداخله‌گر (نظیر ضعف‌های مدیریتی، اجرایی و مشکلات در مدیریت بحران). این عوامل به صورت شبکه‌ای و همزمان عمل کرده و به تضعیف پایداری لرزه‌ای این مناطق منجر شده‌اند. بنابراین، بهبود تاب‌آوری لرزه‌ای بجنورد نیازمند برنامه‌ریزی جامع و هماهنگ در ابعاد اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، مدیریتی و زیرساختی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تأثیر کاربرد هوش مصنوعی بر مدیریت پروژه‌های مسکونی فضاهای پیراشهری شیراز</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_242946.html</link>
      <description>هوش مصنوعی می‌تواند فرآیندهای برنامه‌ریزی، کنترل هزینه، مدیریت کیفیت و هماهنگی بین ذینفعان را بهبود دهد و بهره‌وری و شفافیت پروژه‌ها را افزایش دهد. هدف اصلی این مطالعه، تحلیل تأثیر کاربردهای هوش مصنوعی بر مدیریت پروژه‌های مسکونی فضاهای پیراشهری شهری است تا میزان و نحوه اثرگذاری آن بر بهبود عملکرد فرآیندهای مدیریت پروژه مشخص گردد.این تحقیق از نوع توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و کاربردی است. داده‌ها به‌صورت میدانی از طریق پرسشنامه محقق‌ساخته جمع‌آوری شده‌اند و جامعه آماری شامل کارشناسان، متخصصان حوزه ساخت‌وساز و کارشناسان دانشگاهی است که حجم نمونه با استفاده از نموه در دسترس 209 نفر تعیین گردید. از تحلیل عاملی اکتشافی، تی تک نمونه ای، همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی، تحلیل واریانس و تعقیبی دانکن استفاده شد. این پژوهش در فضاهای پیراشهری شیراز انجام شده است و نتایج آن محدود به ساختار و ویژگی‌های پیراشهری، سازمانی و پروژه‌ای این قلمرو جغرافیایی می‌باشد. تحلیل عاملی اکتشافی سه بعد اصلی کاربردهای هوش مصنوعی در پروژه‌های مسکونی فضاهای پیراشهری شهری را شناسایی کرد که ۸۸ درصد واریانس کل را تبیین می‌کنند: &amp;amp;laquo;خودکارسازی و بهینه‌سازی فرآیندها&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;یادگیری و پیش‌بینی هوشمند&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;پشتیبانی تصمیم و نظارت هوشمند&amp;amp;raquo;. آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که بین کاربردهای هوش مصنوعی و شاخص‌های مدیریت پروژه رابطه‌ای بسیار قوی و معنادار وجود دارد (r = 0/971). رگرسیون خطی ساده تأثیر مستقیم و معنادار کاربردهای هوش مصنوعی بر بهبود عملکرد مدیریت پروژه‌های مسکونی را با ضریب تعیین 943/۰ تأیید کرد. همچنین، نتایج آزمون تحلیل واریانس (ANOVA) و آزمون تعقیبی دانکن تفاوت معناداری در دیدگاه گروه‌های شغلی مختلف نشان داد؛ به‌گونه‌ای که کارشناسان دانشگاهی و پژوهشگران بالاترین میانگین تأثیرپذیری را نسبت به سایر گروه‌ها گزارش کردند. این نتایج بیانگر آن است که استفاده هدفمند از فناوری‌های هوش مصنوعی می‌تواند در زمینه‌هایی مانند برنامه‌ریزی زمانی، برآورد هزینه، ارزیابی ریسک، کنترل کیفیت و تصمیم‌گیری مدیریتی نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی نقش مدیریت منابع آب در تاب آوری اقتصادی نواحی روستایی (مطالعه موردی: روستاهای‌ پیرامونی شهر زنجان)</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_242947.html</link>
      <description>آب به‌عنوان منبع حیاتی با اهمیت اقتصادی و اجتماعی، یکی از نیازهای اولیه انسان است. کشور ایران با میانگین بارش سالانه ۲۵۰ میلی‌متر &amp;amp;mdash; کمتر از یک‌سوم متوسط بارندگی جهان &amp;amp;mdash; به‌لحاظ موقعیت جغرافیایی در منطقه خشک و نیمه‌خشک جهان قرار دارد و ضعف مدیریت در منابع آب یکی از مهم‌ترین موانع توسعه پایدار محسوب می‌گردد. هدف تحقیق حاضر مشخص کردن نقش مدیریت آب در تاب‌آوری اقتصادی نواحی روستایی است. نوع تحقیق کاربردی و ماهیت آن توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق ۶ روستای پیرامونی شهر زنجان است که اطلاعات آن‌ها به روش کتابخانه‌ای و میدانی جمع‌آوری شده است. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از آمار توصیفی و استنباطی (آزمون تی تک‌نمونه‌ای، کروسکال‌والیس و معادلات ساختاری ایموس) استفاده شده است. نتایج حاصل از یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که شاخص مدیریت منابع‌ آب با آماره آزمون تی تک‌نمونه‌ای ۱۷٫۲۱- و شاخص تاب‌آوری اقتصادی با آماره آزمون تی تک‌نمونه‌ای ۱۲٫۴۰- در وضعیت نامطلوبی می‌باشند. یافته‌های حاصل از تحلیل تفاوت معنادار میان شاخص‌های مدیریت منابع آب نشان می‌دهد که بیشترین میزان تفاوت معنادار مربوط به شاخص‌های &amp;amp;laquo;اقتصاد و سرمایه‌گذاری&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مشارکت در تصمیم‌گیری‌ها و سیاست‌گذاری‌ها&amp;amp;raquo; بوده است؛ به‌گونه‌ای که مقادیر آماره آزمون به‌ترتیب برابر با ۲۷/۲۶- و 35/25- به‌دست آمد. نتایج آزمون کروسکال&amp;amp;ndash;والیس نشان می دهد که بین روستاها تفاوت‌های معناداری وجود دارد. مقدار آماره کروسکال&amp;amp;ndash;والیس برابر با 33/325 و سطح معناداری ۰/۰۰۰ بوده است که بیانگر وجود تفاوت معنادار آماری در مدیریت منابع آب در سطح اطمینان 99 درصد است. همچنین نتایج پژوهش حاکی از آن است که شاخص‌هایی نظیر &amp;amp;laquo;سیاست‌گذاری، قوانین و مقررات مرتبط با مدیریت منابع آب&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ارائه تسهیلات و اعتبارات مالی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;توسعه زیرساخت‌ها&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مدیریت بهره‌برداری از مزارع&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;حفاظت از تأسیسات آبی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مدیریت فنی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;به‌کارگیری فناوری‌های نوین&amp;amp;raquo; نقش مؤثری در ارتقای تاب‌آوری اقتصادی روستاهای مورد مطالعه ایفا می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی و رتبه بندی تاب‌آوری شهری در مناطق پیراکلانشهری</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_214836.html</link>
      <description>تاب‌آوری از منظر پژوهشگران به‌ویژه در مدیریت بحران و مخاطرات طبیعی به موارد مختلفی اشاره دارد. برخی آن را به‌عنوان ظرفیت یک سیستم شبکه یا بنگاه اقتصادی برای حفظ و بازیابی عملکرد خود پس از بحران می‌دانند، در حالی که برخی دیگر تاب‌آوری زیرساخت‌ها را به توانایی سیستم‌های مختلف در کاهش احتمال شوک و اثرات بحران و بازیابی سریع عملکرد پس از حادثه تعریف می‌کنند. هدف پژوهش حاضر ارزیابی و رتبه بندی تاب‌آوری نواحی سه گانه شهر ورامین در منطقه پیراکلانشهری تهران در مواجهه با بحران‌های طبیعی و انسانی است. این پژوهش از نوع کاربردی و توصیفی-تحلیلی بوده و برای گرد آوری اطلاعات از روش های کتابخانه ای، میدانی و پرسشنامه استفاده شده است. نتایج تحلیل مدل کوکوسو نشان می‌دهد که ناحیه 1 با امتیاز 169/3 بالاترین سطح تاب‌آوری را دارد و توانایی بیشتری در مواجهه و مدیریت بحران‌ها نسبت به سایر نواحی دارد. ناحیه 2 با امتیاز 642/2 در رتبه دوم و ناحیه 3 با امتیاز 452/1 در رتبه سوم قرار گرفته اند. این رتبه‌بندی بیانگر نیاز به تقویت زیرساخت‌ها و ارتقای تاب‌آوری نواحی 2 و 3 برای کاهش آسیب‌پذیری در برابر بحران‌ها است. یافته‌ها ضرورت تقویت زیرساخت‌ها و ارتقای تاب‌آوری در نواحی آسیب‌پذیرتر را نشان می‌دهد. پژوهش پیشنهاد می‌کند تمرکز بر سیاست‌های مدیریتی هدفمند، حمایت از فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی پایدار، و توسعه فضاهای سبز و عمومی می‌تواند به افزایش تاب‌آوری و دستیابی به توسعه پایدار در شهر ورامین کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثرات راهبردهای سازگاری بر امنیت غذایی در فضای پیراشهری شهرستان دزفول</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_219902.html</link>
      <description>این تحقیق با هدف کلی بررسی اثرات راهبردهای سازگاری بر امنیت غذایی در فضای پیراشهری انجام شد. حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان تعداد 350 نفر با روش نمونه&amp;amp;rlm;گیری طبقه&amp;amp;rlm;ای با انتساب متناسب برای مطالعه انتخاب شد. ابزار اصلی تحقیق پرسشنامه&amp;amp;rlm;ای بود که روایی آن توسط پانل متخصصان و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تایید شد. تجزیه و تحلیل داده&amp;amp;rlm;ها در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی توسط نرم&amp;amp;rlm;افزارهای SPSS انجام شد. نتایج نشان داد که دو راهبرد &amp;amp;laquo;استفاده از اطلاعات هواشناسی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;استفاده از دانش بومی&amp;amp;raquo; بیش از همه راهبردها در زمان خشکسالی توسط کشاورزان استفاده می&amp;amp;rlm;شود. علاوه بر این، نتایج گروه&amp;amp;rlm;بندی راهبردهای سازگاری نشان داد که کشاورزان مورد مطالعه استفاده زیادی از راهبردهای سازگاری مقابله با خشکسالی استفاده&amp;amp;rlm;ای به عمل نمی&amp;amp;rlm;آورند زیرا 4/71 درصد از آنان استفاده کم و متوسطی از راهبردها دارند. همچنین نتایج نشان داد که خانوارهای روستایی دارای وضعیت امنیت غذایی مناسب نیستند زیرا بیش از 60 درصد از آنان دارای ناامنی غذایی هستند. علاوه بر این، نتایج رگرسیون ترتیبی نشان داد که طبقات سازگاری یعنی مدیریت مزرعه و محصول، مدیریت مالی، مدیریت دامداری، فعالیت&amp;amp;rlm;های اجتماعی، مدیریت آب و آبیاری و مدیریت زیرساخت&amp;amp;rlm;های فیزیکی بر امنیت غذایی تاثیر مثبت و معنی&amp;amp;rlm;داری دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آذرخش برنامه ریزی از رعد باغ شهرها تا برق آن در کولاژاسیون اراضی کشاورزی پیرا شهر زنجان</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_228868.html</link>
      <description>تغییرات کاربری زمین و پوشش گیاهی یکی از مهم‌ترین موضوعات در مطالعات محیط زیستی و توسعه پایدار است که نقش بسزایی در مدیریت منابع طبیعی و برنامه‌ریزی فضایی ایفا می‌کند. این پژوهش با هدف تحلیل روند تغییرات پوشش زمین و کاربری اراضی در منطقه مورد مطالعه طی بازه‌ی زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۰، به بررسی اثرات عوامل انسانی و طبیعی بر تحولات فضایی اکوسیستم‌های محلی پرداخته است. نتایج حاصل از تحلیل داده‌های سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) نشان داد که منطقه مورد نظر طی دو دهه‌ی گذشته دست‌خوش تغییرات شدید و ناپایداری در کاربری اراضی بوده است. در این میان، روند کاهشی چشمگیری در اراضی دارای پوشش طبیعی مانند بوته زارها، مراتع و باغات مشاهده شد، درحالی‌که اراضی کشاورزی دیم، علف‌زارها و نواحی بایر با نوسانات قابل‌توجهی همراه بوده‌اند. بیشترین تغییرات خالص منفی مربوط به باغات و درخت زارها و بیشترین تغییر خالص مثبت مربوط به بوته زارها بوده است، که خود نشان‌دهنده تخریب ساختاری و ناپایداری سیستم‌های بهره‌برداری در منطقه می‌باشد. همچنین تبدیل پیاپی اراضی میان کاربری‌های مختلف، از جمله تبدیل بوته زارها به دیم، دیم به علف‌زار و سپس به بایر، نشانه‌ی فقدان برنامه‌ریزی پایدار و ضعف در سیاست‌های حفاظتی است. نقش عوامل انسانی از جمله توسعه راه‌ها، گسترش سکونتگاه‌های پراکنده و بهره‌برداری بی‌رویه از منابع، در این تغییرات بسیار پررنگ بوده است. در مجموع، یافته‌های تحقیق بر لزوم بازنگری در سیاست‌های کاربری زمین، اعمال اقدامات مدیریتی مؤثر و تدوین الگوهای توسعه پایدار برای حفظ منابع طبیعی تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تبعات افزایش قیمت اراضی کشاورزی بر ناپایداری معیشت روستاییان (مورد مطالعه: بخش سرخرود شهرستان محمودآباد)</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_230198.html</link>
      <description>تحولات بازار زمین و افزایش قیمت اراضی کشاورزی طی سال‌های اخیر سبب بروز تغییرات عمیقی در ساختار اقتصادی و اجتماعی روستاها شده است. این پژوهش با هدف تحلیل پیامدهای افزایش قیمت اراضی کشاورزی بر معیشت روستاییان بخش سرخرود شهرستان محمودآباد و با بهره‌گیری از مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) انجام شده است. از نظر هدف، تحقیق حاضر کاربردی و از حیث ماهیت و روش، توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی است. جامعه آماری شامل تمامی سرپرستان خانوارهای ساکن در روستاهای بخش سرخرود بود که از میان آنان، ۲۰۰ نفر از ۴۰ روستا بر اساس فرمول کوکران و با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه محقق‌ساخته بود که روایی محتوایی آن توسط پنل متخصصان و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ تأیید گردید. یافته‌ها نشان داد متغیرهای مستقل نهفته (شامل تبعات اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و زیست‌محیطی افزایش قیمت اراضی کشاورزی) در مجموع توانستند حدود ۶۵ درصد از واریانس ناپایداری معیشت روستاییان را تبیین کنند. همچنین تمامی فرضیه‌ها به جز تأثیر تبعات زیست‌محیطی تأیید شدند. به بیان دیگر، از دیدگاه پاسخگویان، تبعات اجتماعی، اقتصادی و کالبدی افزایش قیمت اراضی کشاورزی به‌طور مستقیم بر ناپایداری معیشت خانوارهای روستایی اثرگذار است. براساس نتایج، قوی‌ترین تأثیر افزایش قیمت زمین بر ناپایداری معیشت روستایی، از طریق تبعات اقتصادی آن از جمله؛ کاهش سرمایه‌گذاری در بخش تولید، افزایش هزینه‌های زندگی، افت سودآوری کشاورزی و تشدید شکاف بین اقشار مختلف روستایی اعمال می‌شود. در کنار آن، پیامدهای اجتماعی و کالبدی نیز در زمره مؤلفه‌های تأثیرگذار بر تضعیف ساختار معیشتی شناسایی شد. این تحقیق با ترسیم تصویری جامع از پیامدهای افزایش قیمت اراضی بر ناپایداری معیشت روستایی، بر ضرورت اتخاذ راهکارهای هماهنگ و سیاست‌های هدفمند برای کاهش این اثرات تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنجش وضعیت تحقق پذیری روستاهای خلاق در فضاهای پیرا شهری (مطالعه موردی: روستاهای بخش کوچصفهان شهرستان رشت)</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_230924.html</link>
      <description>نواحی روستایی بهترین مکان برای بروز خلاقیت هستند زیرا به بازدیدکنندگان این امکان را می‌دهند تا با فرآیندها و محصولاتی که در جای دیگر قابل‌دسترس نیستند ارتباط برقرار کنند. رهیافت روستای خلاق در فضاهای پیراشهری با بهره‌گیری از استعدادها، منابع طبیعی، سبک زندگی و پرورش خلاقیت در جامعه میزبان زمینه بازآفرینی سکونتگاه‌های روستایی را فراهم می‌نماید. روستای خلاق مکانی میان فرهنگی است و تمرکز آن بر ترکیب فرهنگ‌ها و تبادل برنامه‌ها و ایده‌ها با یکدیگر است. رهیافت روستای خلاق در فضاهای پیراشهری برای مقابله با انزوای روستایی و دستیابی به پایداری موردتوجه قرار گرفته است. بنابراین راهکاری برای توسعه پایدار مطرح شده است. روش پژوهش حاضر، توصیفی- تحلیلی و از منظر هدف کاربردی است. جامعه آماری این تحقیق، خانوارهای روستایی بخش کوچصفهان در شهرستان رشت است. حجم نمونه با توجه به مدل کوکران تعداد384 خانوار به دست آمد. روایی پرسشنامه با نظرات اساتید بررسی شد و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ 839/0 به دست آمد یافته‌ها نشان داد که از میان شاخص‌های روستای خلاق، بالاترین میانگین مربوط به شاخص انعطاف‌پذیری با مقدار (41/3) و پایین‌ترین میانگین مربوط به شاخص ترویج و آموزش با میانگین (41/2) است. با توجه به نتایج آزمون دوجمله‌ای نیز شاخص انعطاف‌پذیری با مقدار (73/0) از وضعیت مطلوبی برخوردار است . بنابراین از بین شاخص‌های 6 گانه روستای خلاق شاخص انعطاف‌پذیری بیشترین تأثیر را بر خلاقیت روستایی و شاخص ترویج و آموزش کمترین تأثیر را بر خلاقیت روستایی در محدوده مورد مطالعه داشته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدلی کیفی در سیاست گذاری دولت در کاهش آسیب های مناطق حاشیه نشین شهرها (مورد مطالعه: استان سیستان و بلوچستان)</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_231282.html</link>
      <description>رشد سریع شهرنشینی در ایران و جهان باعث گسترش حاشیه‌نشینی شده است، جایی که ساکنان آن از امکانات اولیه مانند شغل، مسکن و بهداشت محروم هستند. این پدیده چالش‌های اجتماعی و اقتصادی ایجاد می‌کند و نیازمند برنامه‌ریزی دقیق برای بهبود شرایط است. در این راستا هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی کیفی در سیاست‌گذاری دولت در کاهش آسیب‌های مناطق حاشیه‌نشین شهرها استان سیستان و بلوچستان، می‌باشد. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی، از نظر روش انجام پژوهش توصیفی پیمایشی، مبتنی بر داده‌های کیفی است. جهت تحلیل داده‌های پژوهش از روش تحلیل مضمون و دلفی استفاده شد. نتایج مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با کدگذاری تحلیل شدند که منجر به شناسایی ۷۳ کد اولیه، ۹ مضمون اصلی و ۲ مقوله کلان گردید. مقوله اول به سیاست‌های پیشگیری از حاشیه‌نشینی مانند بهبود شرایط اقتصادی، رفاهی و فرهنگی در مبادی مهاجرت، ساماندهی مهاجرت‌های بی‌رویه، کنترل شاخص‌های کلان اقتصادی و سیاست‌های مسکن و زمین پرداخت. مقوله دوم سیاست‌های بهبود شرایط موجود شامل گسترش خدمات شهری، توسعه زیرساخت‌ها، تقویت پوشش‌های حمایتی، ساخت مسکن، ایجاد مراکز درمانی و آموزشی و افزایش امنیت اجتماعی را بررسی کرد. همچنین، یافته‌ها بر لزوم مشارکت اجتماعی و اقتصادی ساکنان از طریق برنامه‌های فرهنگی، شوراهای محلی و توسعه مشاغل تأکید داشتند. نتایج تکنیک دلفی نشان داد اجماع خبرگان از دور اول (میانگین ضریب توافق حدود ۰.۷۸) تا دور سوم (حدود ۰.۹۱) افزایش یافته و اختلافات کمتر از ۰.۰۵ است، که پایداری و اعتبار مضامین کیفی مرتبط با حاشیه‌نشینی در سیستان و بلوچستان را تأیید می‌کند. این وضعیت، قابلیت اعتماد مدل را بالا برده و اهمیت سیاست‌گذاری یکپارچه برای بهبود شرایط را برجسته می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی پیشران‌های کلیدی موثر بر روند گسترش سکونتگاه‌های غیررسمی با رویکرد آینده‌نگاری (مطالعه موردی: شهر اردبیل)</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_232887.html</link>
      <description>سکونتگاه های غیررسمی از زمینه‌های ناپایداری توسعه شهری به ویژه در کشورهای در حال توسعه محسوب می‌شود ضمن آنکه چهره‌ای آشفته و بی نظم در بخش خاصی از به وجود می‌آورد، آسیب‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی گسترده‌ای را بر کل شهر تحمیل می‌کند. این تحقیق با رویکرد آینده پژوهی، از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی می‌باشد و هدف آن شناسایی و تحلیل پیشران‌های کلیدی موثر بر گسترش سکونتگاه‌های غیررسمی است. در مرحله نخست تحقیق، مؤلفه‌های مؤثر بر گسترش غیررسمی سکونتگاه‌ها از طریق پرسشنامه دلفی با استفاده از نظرات 25 نفر از خبرگان و متخصصان در حوزه برنامه‌ریزی شهری و مدیریت شهری که براساس نمونه‌گیری گلوله برفی انتخاب شده بودند، شناسایی گردید. در مرحله دوم 37 شاخص انتخاب شده در قالب ماتریس اثرات متقاطع توسط متخصصان امتیاز دهی شده و در مرحله بعد با وارد کردن امتیازات در نرم افزار میک مک، عوامل کلیدی موثر بر گسترش سکونتگاه‌های غیررسمی به دست آمد. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که از میان 37 شاخص، 10 شاخص به عنوان پیشران‌های گسترش سکونتگاه‌ها غیررسمی عمل نموده و شاخص‌های، ضعف مدیریت شهری، مهاجرت و رشد جمعیت، دارای بالاترین تاثیرمی‌باشند. علاوه بر این نتایج نشان داد که گسترش سکونتگاه‌های غیررسمی اردبیل به عنوان یک سیستم پایدار عمل نموده و با سیاست‌های تک بعدی نمی‌توان آن را کنترل و اثرات منفی آن را کاهش داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>معاصرسازی محله مسجد جامع ورامین با رویکرد توسعه محلات سنتی (TND) در مناطق پیراکلانشهری</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_234833.html</link>
      <description>محلات سنتی در ایران با چالش‌های جدی ناشی از عدم تطبیق زیرساخت‌های موجود با نیازهای معاصر مواجه هستند. رویکرد توسعه محلات سنتی به‌عنوان راهکاری برای معاصرسازی هویت‌محور این بافت‌ها در مناطق پیراکلانشهری مطرح می‌شود. محله مسجد جامع ورامین به‌عنوان هسته تاریخی این شهر، نیازمند بررسی امکان‌سنجی معاصرسازی با حفظ هویت سنتی است. هدف این پژوهش، بررسی امکان‌سنجی معاصرسازی محله مسجد جامع ورامین از طریق رویکرد TND و شناسایی اولویت‌های این فرآیند است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و جامعه آماری شامل 30 نفر از متخصصان شهری ورامین شامل کارمندان شهرداری، فرمانداری و اساتید دانشگاه است که با روش گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق‌ساخته بوده و داده‌ها از طریق مطالعات میدانی و کتابخانه‌ای جمع‌آوری شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی، تی تست نمونه‌ای و تحلیل رگرسیون در نرم‌افزار SPSS انجام گرفت. نتایج تی تست نمونه‌ای نشان داد بعد اجتماعی با میانگین 07/4 بهترین وضعیت را دارد، بعد کالبدی (58/3) و زیست‌محیطی (38/3) در سطح متوسط و بعد اقتصادی (03/3) در بدترین وضعیت قرار گرفته‌اند. تحلیل رگرسیون نشان داد بعد زیست‌محیطی با ضریب بتای 786/0 بیشترین تأثیر را در معاصرسازی این محله در مناطق پیراکلانشهری دارد. بعد اقتصادی با ضریب منفی 127/0- بیانگر نگرانی متخصصان از توسعه اقتصادی نامتعادل است. ابعاد اجتماعی و کالبدی معنادار نبودند. قدرت تبیینی مدل 6/66 درصد بوده که مناسب‌بودن رویکرد TND برای معاصرسازی با اولویت مسائل زیست‌محیطی را نشان می‌دهد.واژگان کلیدی: محلات سنتی، هسته تاریخی، معاصر سازی، مناطق پیراکلانشهری، محله مسجد جامع</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین ابعاد عینی و ذهنی کیفیت زندگی در فضاهای پیراشهری( مطالعه موردی : دهستان لواسانات کوچک)</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_236572.html</link>
      <description>مناطق پیراشهری که گاهی به آن حاشیه شهری هم اطلاق می‌شود بر فرم‌های شهری و چالش‌های برنامه‌ریزی فضایی قرن بیست و یکم غالب است. ازآنجایی‌که این مناطق با استانداردهای شهری تراکم جمعیتی پایین‌تری دارند، همین عامل کیفیت زندگی این مناطق را به‌شدت تحت تأثیر قرار داده است. کیفیت زندگی معمولاً با استفاده از شاخص‌های ذهنی از دیگاه ساکنان ارزیابی می‌شود ویا بر اساس شاخص‌های عینی با استفاده از داده‌های ثانویه اندازه‌گیری می‌شود وبه ندرت شاخص-های عینی و ذنی در ارتباط با یکیگر لحاظ می‌شوند. هدف این پژوهش تبیین کیفیت زندگی بر اساس شاخص‌های عینی و ذهنی در روستاهای پیراشهری در لواسانات کوچک است. روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی است. در این راستا در گام نخست برای شناسایی شاخص‌های کیفیت زندگی از مطالعات مرتبط با حوزه تخصصی و ادبیات جهانی کیفیت زندگی بهره گرفته شد. بر این اساس چهار قلمرو کیفیت زندگی و پانزده مؤلفه شامل شاخص‌های عینی و ذهنی شناسایی و مبنای گردآوری اطلاعات مربوط به روستاهای مورد مطالعه شد. تعداد 13 روستاو 190 خانوار به عنوان نمونه انتخاب گردید. بررسی شاخص‌های عینی کیفیت زندگی در روستاهای مورد مطالعه نشان می‌دهد، میانگین این شاخص‌ها برابر با (3.4) است. یعنی اینکه می‌توان گفت میانگین شاخص‌های عینی در روستاهای مورد مطالعه تاحدودی بالاتر از حد متوسط بوده و در وضعیت مناسبی قرار دارد. نتایج حاصل از سنجش مؤلفه‌های ذهنی کیفیت زندگی نشان می‌دهد مؤلفه میانگین آنها پایین‌تر از حد متوسط است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل اثرات زیست‌بوم‌های کارآفرینی بر پایداری توسعه محلی مناطق پیراشهری (مورد مطالعه: محله اسلام‌آباد، کشتارگاه ارومیه)</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_238863.html</link>
      <description>زیست‌بوم‌های کارآفرینی با ایجاد زیرساخت‌های نوآورانه، تقویت همکاری‌های نهادی و بهره‌گیری از ظرفیت‌های محلی، نقشی اساسی در توسعه محلی سکونتگاه‌های انسانی دارند. این زیست‌بوم‌ها از طریق حمایت از کارآفرینی، کاهش نابرابری اقتصادی و افزایش اشتغال‌زایی، به ارتقای کیفیت زندگی در جوامع شهری و پیراشهری کمک می‌کنند. در همین راستا این تحقیق با هدف  تبیین نقش زیست بوم‌های کارآفرینی بر پایداری توسعه محلی مناطق پیراشهری ارومیه که به صورت موردی در کشتارگاه اسلام‌آباد از شهر ارومیه انجام شده، می‌پردازد. روش پژوهش توصیفی ـ تحلیلی، جامعه آماری این پژوهش شامل کارآفرینان فعال ساکن در محله کشتارگاه شهر ارومیه است که موفق به راه‌اندازی کسب‌وکارهایی با رویکردی متمایز شده و واجد ویژگی‌های کارآفرینی ازجمله ریسک‌پذیری، نوآوری، ایجاد اشتغال و بهره‌برداری از فرصت‌ها بوده‌اند با استفاده از روش نمونه‌گیری گلوله‌برفی 95 نفر به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شد و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار جمع‌آوری داده‌های میدانی پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی آن به صورت محتوایی و صوری مورد تایید قرار گرفت و پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ تایید شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از الگوی مدل‌سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم‌افزار Smart pls  استفاده شده است. نتایج مدل‌سازی معادلات ساختاری نشان می‌دهد که پایداری توسعه محلی به شاخص‌های مبتنی بر کارآفرینی وابسته است. تحلیل مدل ساختاری ارائه‌شده، نشان می‌دهد که ضریب مسیر برای همه مسیرهای ترسیم شده در مدل معنادار بوده و مناسب بودن مدل ساختاری را می‌رساند. همچنین در میان ضرایب به دست آمده تأثیر عوامل زیست بوم کارآفرینی را بر عوامل توسعه اقتصادی محلی با ضریب مسیر 808/0 و عوامل زیست بوم کارآفرینی بر عوامل توسعه نهادی محلی با کسب ضریب 839/0 بیشترین تأثیر را دارند. به صورت کلی، نتایج نشان داد اگرچه شدت تأثیر بر ابعاد مختلف متفاوت است، اما تمامی این روابط از نظر آماری معنادار می‌باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی شاخص های معماری بیوفیلیک در اقامتگاه های بومگردی فضاهای پیراشهری گرمسار</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_230194.html</link>
      <description>امروزه معماری بیوفیلیک با تأکید بر پیوند انسان و طبیعت، نقش مهمی در ارتقای کیفیت محیط‌های اقامتی ایفا می‌کند. اقامتگاه‌های بوم‌گردی در فضاهای پیراشهری با ظرفیت‌های طبیعی و فرهنگی خود، بستر مناسبی برای به‌کارگیری این رویکرد فراهم می‌سازند. هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل شاخص‌های معماری بیوفیلیک در اقامتگاه‌های بوم‌گردی مناطق پیراشهری گرمسار است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر داده های پیمایشی است.ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه بوده است که روایی و پایایی آن تایید شد. جامعه آماری را گردشگران در دسترس تشکیل داده که حجم نمونه به تعداد ۱۵۰ گردشگر تعیین و تحلیل ها با آزمون آماری مناسب انجام شد. نتایج آزمون دوجمله ای نشان داد با مقدار معناداری ۰۲۷/۰، میانگین کلی شاخص‌های معماری بیوفیلیک برابر ۹۱۱/۲ بوده و این بدین معناست که وضعیت معماری بیوفیلیک در اقامتگاه‌های بومگردی در شرایط نسبتاً متوسطی قرار دارد. همچنین تحلیل عاملی نشان داد که عوامل مدیریتی و سیاستگذاری(۹۷/۴۸)، عوامل فرهنگی و اجتماعی(۸۱/۲۹) و عوامل طراحی و محیطی(۵۳/۱۰) در ارتقای وضعیت معماری بیوفیلیک در اقامتگاه های بومگردی موثر هستند. این عوامل ۵/۷۳ درصد تاثیرگذار بوده که عوامل فرهنگی و اجتماعی با مقدار بتای ۷۳۴/۰ ، بیشترین تاثیر را در ارتقای معماری بیوفیلیک در اقامتگاه های گردشگری ایفا می نمایند. نتیجه آنکه معماری بیوفیلیک در اقامتگاه های گردشگری منطقه وضعیت متوسطی دارد و بهبود شرایط می تواند به توسعه گردشگری و جذب گردشگر بیشتر منجر شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل موثر بر گسترش اسکان غیر رسمی در روستاهای پیرامون کلانشهر مشهد</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_243171.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی و تحلیل عوامل مؤثر بر شکل‌گیری و تداوم سکونتگاه‌های غیررسمی در شهرستان مشهد با استفاده از رویکرد تحلیل ساختاری دیمتل پرداخته است. هدف اصلی، شناسایی روابط علی و معلولی بین مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و جمعیتی و اولویت‌بندی آن‌ها به منظور ارائه راهکارهای موثر مداخله‌ای بوده است. داده‌های پژوهش از طریق بررسی‌های میدانی و تحلیل یافته‌های بخش دوم پژوهش گردآوری و پردازش شده‌اند. پس از محاسبه ماتریس روابط اولیه (T) و اعمال آستانه معناداری (k=0.071)، ماتریس نهایی روابط معنادار به دست آمد. سپس با محاسبه شاخص‌های کلیدی دیمتل شامل تاثیر خالص (D-R)، تاثیر کل (D+R)، میزان تاثیرپذیری (Ri) و میزان اهمیت (Di)، الگوهای تاثیرگذاری و تاثیرپذیری بین عوامل ترسیم گردید. نتایج تحلیل نشان داد که عواملی چون مهاجرت از روستا به شهر (C7)، فقر و محرومیت (C12)، خشونت و ناامنی (C13) و بهداشت عمومی نامناسب (C14) به عنوان عوامل علی اصلی و محرک‌های قوی سیستم عمل می‌کنند و بیشترین تاثیر را بر سایر عوامل دارند. در مقابل، عواملی همچون کیفیت و ایمنی مسکن (C2)، موقعیت مکانی مسکن (C3) و کیفیت تحصیل (C11) به عنوان عوامل معلولی شناسایی شدند که بیشتر تحت تاثیر عوامل دیگر قرار دارند. مقادیر شاخص Ri بیانگر تعادل نسبی در تاثیرگذاری و تاثیرپذیری اکثر عوامل بود. این یافته‌ها بر ضرورت اتخاذ رویکردی جامع و چندبعدی در سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی برای مقابله با پدیده سکونتگاه‌های غیررسمی تاکید دارد، به گونه‌ای که هم به ریشه‌های اقتصادی و اجتماعی پرداخته شود و هم به بهبود شرایط کالبدی و زیرساختی توجه گردد. پیشنهادهای کاربردی بر اساس اولویت‌بندی عوامل علی و معلولی، شامل تقویت برنامه‌های اقتصادی-اجتماعی، ارتقاء خدمات بهداشتی، بهبود کیفیت مسکن و افزایش امنیت در این مناطق ارائه شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل انتقادی تحقق &amp;laquo;حق به شهر&amp;raquo; با رویکرد عدالت فضایی و حکمرانی شهری در فضاهای پیراشهری (مطالعه موردی: کلان‌شهر مشهد)</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_244470.html</link>
      <description>تحولات سریع شهرنشینی و گسترش فضاهای پیرامونی کلان‌شهرها، به‌ویژه در شهرهای زیارتی، نابرابری‌های فضایی، تمرکز سرمایه و دسترسی نابرابر گروه‌های مختلف اجتماعی به خدمات و امکانات شهری را تشدید کرده است. این شرایط ضرورت بررسی تحقق &amp;amp;laquo;حق به شهر&amp;amp;raquo; و تحلیل رابطه میان توسعه فضایی، حکمرانی شهری و عدالت اجتماعی را برجسته می‌سازد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل انتقادی تحقق حق به شهر در کلان‌شهر مشهد و بررسی ادراک شهروندان نسبت به دسترسی برابر، مشارکت فعال و امنیت اجتماعی انجام شد. روش پژوهش از نوع آمیخته با رویکرد اکتشافی&amp;amp;ndash;تبیینی بود و شامل ۱۸ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با خبرگان مدیریت شهری و ۳۹۸ پرسشنامه تکمیل‌شده توسط شهروندان بالای ۱۸ سال با نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای بود. داده‌ها با استفاده از روش‌های توصیفی و تحلیلی پردازش شدند و برای بررسی اثرات مستقیم و غیرمستقیم سازه‌های حکمرانی شهری، عدالت فضایی و امنیت اجتماعی بر تجربه حق به شهر، از مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که ادراک شهروندان از تحقق حق به شهر در سطح متوسط تا بالا قرار دارد. حکمرانی شهری بیشترین اثر مستقیم را بر تجربه حق به شهر داشته و نقش میانجی معناداری در تقویت اثر عدالت فضایی و امنیت اجتماعی ایفا می‌کند. همچنین، عدالت فضایی و امنیت اجتماعی دارای اثرات مستقل، مثبت و معنادار بودند؛ به‌ویژه در زمینه دسترسی متوازن به فضاهای عمومی، برابری در ارائه خدمات و احساس ایمنی. در واقع، یافته‌ها نشان می‌دهد حکمرانی شهری نقش میانجی کلیدی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثرات سیاست‌های مدیریت آب کشاورزی بر کاهش بحران‌های اقتصادی در سکونتگاه‌های پیراشهری (مطالعه موردی: شهرستان چهاربرج)</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_233575.html</link>
      <description>سیاست‌های مدیریت آب نقش اساسی در کاهش بحران‌های اقتصادی ایفا می‌کنند، زیرا با بهینه‌سازی و بهره‌برداری از منابع محدود آب، امکان افزایش تولید، بهبود معیشت و ثبات اقتصادی جوامع روستایی فراهم می‌شود. لذا، این تحقیق باهدف ارزیابی اثرات سیاست‌های مدیریت آب کشاورزی بر کاهش بحران‌های اقتصادی در سکونتگاه‌های پیراشهری تدوین گردید. روش تحقیق حاضر بر روش آمیخته استوار و از نظر هدف کاربردی و از حیث ماهیت و روش توصیفی-تحلیلی است. برای گردآوری داده‌ها از مطالعات کتابخانه‌ای و میدانی استفاده شد. قلمرو مکانی، سکونتگاه‌های پیراشهری شهرستان چهاربرج است. در بخش کیفی، با انجام ۲۴ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با مسئولان شهرستانی، کارشناسان منابع آب و کشاورزی، دهیاران، اعضای شورای اسلامی و میراب‌ها، سیاست‌های مدیریت آب کشاورزی و پیامدهای آن شناسایی و تحلیل شد. در بخش کمی نیز برای تحلیل بحران‌های اقتصادی، ۱۷۲ کشاورز فعال به‌عنوان نمونه آماری با فرمول کوکران و روش تصادفی ساده انتخاب و برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها و اطلاعات از نظریه‌پردازی زمینه‌ای، آزمون تی تک نمونه‌ای و تکنیک SAW استفاده شد. نتایج نشان داد، بحران‌های اقتصادی ناشی از تعامل عوامل علّی و زمینه‌ای همچون خشکسالی‌های مکرر، کاهش منابع آب سطحی و زیرزمینی، فرسودگی زیرساخت‌های انتقال آب و ضعف حکمرانی محلی است. تحلیل‌های کیفی و کمی، ۱۲ سیاست کلیدی شامل؛ ترکیب شیوه‌های سنتی و نوین آبیاری، تکمیل کانال‌ها، اجرای طرح لوله‌گذاری، اصلاح الگوی کشت، تقویت نقش نهادهای محلی و حمایت مالی دولت را شناسایی کرد. اجرای مؤثر این سیاست‌ها موجب افزایش بهره‌وری منابع، کاهش مهاجرت، ارتقای درآمد و امنیت غذایی، کاهش فقر و تقویت تاب‌آوری اقتصادی و اجتماعی سکونتگاه‌ها می‌شود. ضمناً، روستاهای خزینه انبار قدیم و قپچاق نیز در رتبه‌های اول و دوم از نظر تأثیرگذاری سیاست‌ها مدیریت آب در کاهش بحران‌های اقتصادی قرار دارند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
