<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>توسعه فضاهای پیراشهری</title>
    <link>https://www.jpusd.ir/</link>
    <description>توسعه فضاهای پیراشهری</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 23 Oct 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 23 Oct 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تبیین ابعاد عینی و ذهنی کیفیت زندگی در فضاهای پیراشهری( مطالعه موردی : دهستان لواسانات کوچک)</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_236572.html</link>
      <description>مناطق پیراشهری که گاهی به آن حاشیه شهری هم اطلاق می‌شود بر فرم‌های شهری و چالش‌های برنامه‌ریزی فضایی قرن بیست و یکم غالب است. ازآنجایی‌که این مناطق با استانداردهای شهری تراکم جمعیتی پایین‌تری دارند، همین عامل کیفیت زندگی این مناطق را به‌شدت تحت تأثیر قرار داده است. کیفیت زندگی معمولاً با استفاده از شاخص‌های ذهنی از دیگاه ساکنان ارزیابی می‌شود ویا بر اساس شاخص‌های عینی با استفاده از داده‌های ثانویه اندازه‌گیری می‌شود وبه ندرت شاخص-های عینی و ذنی در ارتباط با یکیگر لحاظ می‌شوند. هدف این پژوهش تبیین کیفیت زندگی بر اساس شاخص‌های عینی و ذهنی در روستاهای پیراشهری در لواسانات کوچک است. روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی است. در این راستا در گام نخست برای شناسایی شاخص‌های کیفیت زندگی از مطالعات مرتبط با حوزه تخصصی و ادبیات جهانی کیفیت زندگی بهره گرفته شد. بر این اساس چهار قلمرو کیفیت زندگی و پانزده مؤلفه شامل شاخص‌های عینی و ذهنی شناسایی و مبنای گردآوری اطلاعات مربوط به روستاهای مورد مطالعه شد. تعداد 13 روستاو 190 خانوار به عنوان نمونه انتخاب گردید. بررسی شاخص‌های عینی کیفیت زندگی در روستاهای مورد مطالعه نشان می‌دهد، میانگین این شاخص‌ها برابر با (3.4) است. یعنی اینکه می‌توان گفت میانگین شاخص‌های عینی در روستاهای مورد مطالعه تاحدودی بالاتر از حد متوسط بوده و در وضعیت مناسبی قرار دارد. نتایج حاصل از سنجش مؤلفه‌های ذهنی کیفیت زندگی نشان می‌دهد مؤلفه میانگین آنها پایین‌تر از حد متوسط است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل اثرات زیست‌بوم‌های کارآفرینی بر پایداری توسعه محلی مناطق پیراشهری (مورد مطالعه: محله اسلام‌آباد، کشتارگاه ارومیه)</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_238863.html</link>
      <description>زیست‌بوم‌های کارآفرینی با ایجاد زیرساخت‌های نوآورانه، تقویت همکاری‌های نهادی و بهره‌گیری از ظرفیت‌های محلی، نقشی اساسی در توسعه محلی سکونتگاه‌های انسانی دارند. این زیست‌بوم‌ها از طریق حمایت از کارآفرینی، کاهش نابرابری اقتصادی و افزایش اشتغال‌زایی، به ارتقای کیفیت زندگی در جوامع شهری و پیراشهری کمک می‌کنند. در همین راستا این تحقیق با هدف تبیین نقش زیست بوم‌های کارآفرینی بر پایداری توسعه محلی مناطق پیراشهری ارومیه که به صورت موردی در کشتارگاه اسلام‌آباد از شهر ارومیه انجام شده، می‌پردازد. روش پژوهش توصیفی ـ تحلیلی، جامعه آماری این پژوهش شامل کارآفرینان فعال ساکن در محله کشتارگاه شهر ارومیه است که موفق به راه‌اندازی کسب‌وکارهایی با رویکردی متمایز شده و واجد ویژگی‌های کارآفرینی ازجمله ریسک‌پذیری، نوآوری، ایجاد اشتغال و بهره‌برداری از فرصت‌ها بوده‌اند با استفاده از روش نمونه‌گیری گلوله‌برفی 95 نفر به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شد و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار جمع‌آوری داده‌های میدانی پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی آن به صورت محتوایی و صوری مورد تایید قرار گرفت و پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ تایید شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از الگوی مدل‌سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم‌افزار Smart pls استفاده شده است. نتایج مدل‌سازی معادلات ساختاری نشان می‌دهد که پایداری توسعه محلی به شاخص‌های مبتنی بر کارآفرینی وابسته است. تحلیل مدل ساختاری ارائه‌شده، نشان می‌دهد که ضریب مسیر برای همه مسیرهای ترسیم شده در مدل معنادار بوده و مناسب بودن مدل ساختاری را می‌رساند. همچنین در میان ضرایب به دست آمده تأثیر عوامل زیست بوم کارآفرینی را بر عوامل توسعه اقتصادی محلی با ضریب مسیر 808/0 و عوامل زیست بوم کارآفرینی بر عوامل توسعه نهادی محلی با کسب ضریب 839/0 بیشترین تأثیر را دارند. به صورت کلی، نتایج نشان داد اگرچه شدت تأثیر بر ابعاد مختلف متفاوت است، اما تمامی این روابط از نظر آماری معنادار می‌باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدلی کیفی در سیاست گذاری دولت در کاهش آسیب های مناطق حاشیه نشین شهرها (مورد مطالعه: استان سیستان و بلوچستان)</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_231282.html</link>
      <description>رشد سریع شهرنشینی در ایران و جهان باعث گسترش حاشیه‌نشینی شده است، جایی که ساکنان آن از امکانات اولیه مانند شغل، مسکن و بهداشت محروم هستند. این پدیده چالش‌های اجتماعی و اقتصادی ایجاد می‌کند و نیازمند برنامه‌ریزی دقیق برای بهبود شرایط است. در این راستا هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی کیفی در سیاست‌گذاری دولت در کاهش آسیب‌های مناطق حاشیه‌نشین شهرها استان سیستان و بلوچستان، می‌باشد. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی، از نظر روش انجام پژوهش توصیفی پیمایشی، مبتنی بر داده‌های کیفی است. جهت تحلیل داده‌های پژوهش از روش تحلیل مضمون و دلفی استفاده شد. نتایج مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با کدگذاری تحلیل شدند که منجر به شناسایی ۷۳ کد اولیه، ۹ مضمون اصلی و ۲ مقوله کلان گردید. مقوله اول به سیاست‌های پیشگیری از حاشیه‌نشینی مانند بهبود شرایط اقتصادی، رفاهی و فرهنگی در مبادی مهاجرت، ساماندهی مهاجرت‌های بی‌رویه، کنترل شاخص‌های کلان اقتصادی و سیاست‌های مسکن و زمین پرداخت. مقوله دوم سیاست‌های بهبود شرایط موجود شامل گسترش خدمات شهری، توسعه زیرساخت‌ها، تقویت پوشش‌های حمایتی، ساخت مسکن، ایجاد مراکز درمانی و آموزشی و افزایش امنیت اجتماعی را بررسی کرد. همچنین، یافته‌ها بر لزوم مشارکت اجتماعی و اقتصادی ساکنان از طریق برنامه‌های فرهنگی، شوراهای محلی و توسعه مشاغل تأکید داشتند. نتایج تکنیک دلفی نشان داد اجماع خبرگان از دور اول (میانگین ضریب توافق حدود ۰.۷۸) تا دور سوم (حدود ۰.۹۱) افزایش یافته و اختلافات کمتر از ۰.۰۵ است، که پایداری و اعتبار مضامین کیفی مرتبط با حاشیه‌نشینی در سیستان و بلوچستان را تأیید می‌کند. این وضعیت، قابلیت اعتماد مدل را بالا برده و اهمیت سیاست‌گذاری یکپارچه برای بهبود شرایط را برجسته می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>معاصرسازی محله مسجد جامع ورامین با رویکرد توسعه محلات سنتی (TND) در مناطق پیراکلانشهری</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_234833.html</link>
      <description>محلات سنتی در ایران با چالش‌های جدی ناشی از عدم تطبیق زیرساخت‌های موجود با نیازهای معاصر مواجه هستند. رویکرد توسعه محلات سنتی به‌عنوان راهکاری برای معاصرسازی هویت‌محور این بافت‌ها در مناطق پیراکلانشهری مطرح می‌شود. محله مسجد جامع ورامین به‌عنوان هسته تاریخی این شهر، نیازمند بررسی امکان‌سنجی معاصرسازی با حفظ هویت سنتی است. هدف این پژوهش، بررسی امکان‌سنجی معاصرسازی محله مسجد جامع ورامین از طریق رویکرد TND و شناسایی اولویت‌های این فرآیند است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و جامعه آماری شامل 30 نفر از متخصصان شهری ورامین شامل کارمندان شهرداری، فرمانداری و اساتید دانشگاه است که با روش گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق‌ساخته بوده و داده‌ها از طریق مطالعات میدانی و کتابخانه‌ای جمع‌آوری شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی، تی تست نمونه‌ای و تحلیل رگرسیون در نرم‌افزار SPSS انجام گرفت. نتایج تی تست نمونه‌ای نشان داد بعد اجتماعی با میانگین 07/4 بهترین وضعیت را دارد، بعد کالبدی (58/3) و زیست‌محیطی (38/3) در سطح متوسط و بعد اقتصادی (03/3) در بدترین وضعیت قرار گرفته‌اند. تحلیل رگرسیون نشان داد بعد زیست‌محیطی با ضریب بتای 786/0 بیشترین تأثیر را در معاصرسازی این محله در مناطق پیراکلانشهری دارد. بعد اقتصادی با ضریب منفی 127/0- بیانگر نگرانی متخصصان از توسعه اقتصادی نامتعادل است. ابعاد اجتماعی و کالبدی معنادار نبودند. قدرت تبیینی مدل 6/66 درصد بوده که مناسب‌بودن رویکرد TND برای معاصرسازی با اولویت مسائل زیست‌محیطی را نشان می‌دهد.واژگان کلیدی: محلات سنتی، هسته تاریخی، معاصر سازی، مناطق پیراکلانشهری، محله مسجد جامع</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی عوامل مؤثر بر کارآمدی برنامه‌ریزی شهری در کنترل رشد فیزیکی و جمعیتی مناطق پیراشهری (مطالعه موردی: زاهدان)</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_248374.html</link>
      <description>رشد شتابان سکونتگاه‌های پیراشهری در دهه‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین چالش‌های مدیریت شهری تبدیل شده است. گسترش فیزیکی و افزایش جمعیت این مناطق، فشار قابل‌توجهی بر منابع، زیرساخت‌ها و ساختار فضایی شهرها وارد کرده است. در چنین شرایطی، کارآمدی برنامه‌ریزی شهری برای هدایت و کنترل این روندها نقش تعیین‌کننده‌ای در دستیابی به توسعه متوازن و پایدار دارد. پژوهش حاضر با هدف تأثیر شناسایی عوامل مؤثر بر کارآمدی برنامه‌ریزی شهری در کنترل رشد فیزیکی و جمعیتی مناطق پیراشهری زاهدان، انجام شده است. این پژوهش کاربردی با روش ترکیبی (کیفی-کمی) و ابزار مصاحبه و پرسشنامه انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته با 30 نفر از اساتید و کارشناسان، به روش نمونه‌گیری هدفمند گردآوری شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از روش گراندد تئوری و از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی و آزمون فریدمن انجام گرفت. نتایج نشان داد، مجموعه عوامل علی شامل: فشارهای جمعیتی، کمبود مسکن رسمی، ناکارآمدی نظام زمین و ضعف برنامه ریزی شهری است. همچنین ویژگی‌های محیطی زاهدان، وضعیت اقتصادی-اجتماعی منطقه، بستر کالبدی و جایگاه نهادهای محلی در گروه عوامل زمینه‌ای و مقولات کیفیت حکمرانی شهری، وضعیت قانونی و نظارتی، عوامل اقتصادی محرک و مداخلات دولتی در دسته عوامل مداخله‌گر شناسایی شدند. در نهایت، بر اساس نتایج آزمون فریدمن، عامل وضعیت اقتصادی&amp;amp;ndash;اجتماعی منطقه با رتبه متوسط 45/8 در جایگاه نخست قرار گرفته است که نشان می‌دهد مسائل اقتصادی، فقر، بیکاری و شرایط معیشتی ساکنان بیشترین تأثیر را بر روند گسترش سکونت در مناطق پیراشهری دارند. پس از آن ناکارآمدی نظام زمین با رتبه 42/8 و فشارهای جمعیتی با رتبه 34/8 در اولویت‌های بعدی قرار گرفته‌اند که بیانگر نقش مهم مدیریت زمین، نحوه توزیع و مالکیت اراضی و همچنین جمعیت و اثرات آن در هدایت یا تشدید توسعه‌های غیررسمی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آذرخش برنامه ریزی از رعد باغ شهرها تا برق آن در کولاژاسیون اراضی کشاورزی پیرا شهر زنجان</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_228868.html</link>
      <description>تغییرات کاربری زمین و پوشش گیاهی یکی از مهم‌ترین موضوعات در مطالعات محیط زیستی و توسعه پایدار است که نقش بسزایی در مدیریت منابع طبیعی و برنامه‌ریزی فضایی ایفا می‌کند. این پژوهش با هدف تحلیل روند تغییرات پوشش زمین و کاربری اراضی در منطقه مورد مطالعه طی بازه‌ی زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۰، به بررسی اثرات عوامل انسانی و طبیعی بر تحولات فضایی اکوسیستم‌های محلی پرداخته است. نتایج حاصل از تحلیل داده‌های سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) نشان داد که منطقه مورد نظر طی دو دهه‌ی گذشته دست‌خوش تغییرات شدید و ناپایداری در کاربری اراضی بوده است. در این میان، روند کاهشی چشمگیری در اراضی دارای پوشش طبیعی مانند بوته زارها، مراتع و باغات مشاهده شد، درحالی‌که اراضی کشاورزی دیم، علف‌زارها و نواحی بایر با نوسانات قابل‌توجهی همراه بوده‌اند. بیشترین تغییرات خالص منفی مربوط به باغات و درخت زارها و بیشترین تغییر خالص مثبت مربوط به بوته زارها بوده است، که خود نشان‌دهنده تخریب ساختاری و ناپایداری سیستم‌های بهره‌برداری در منطقه می‌باشد. همچنین تبدیل پیاپی اراضی میان کاربری‌های مختلف، از جمله تبدیل بوته زارها به دیم، دیم به علف‌زار و سپس به بایر، نشانه‌ی فقدان برنامه‌ریزی پایدار و ضعف در سیاست‌های حفاظتی است. نقش عوامل انسانی از جمله توسعه راه‌ها، گسترش سکونتگاه‌های پراکنده و بهره‌برداری بی‌رویه از منابع، در این تغییرات بسیار پررنگ بوده است. در مجموع، یافته‌های تحقیق بر لزوم بازنگری در سیاست‌های کاربری زمین، اعمال اقدامات مدیریتی مؤثر و تدوین الگوهای توسعه پایدار برای حفظ منابع طبیعی تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیلی بر زیست‌پذیری شهری در فضای پیراشهری یزد</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_248375.html</link>
      <description>زیست‌پذیری شهری به‌مثابه‌ی مفهومی میان‌رشته‌ای، حاصل تعامل چندبعدی میان نظام‌های کالبدی، اجتماعی، اقتصادی، زیست‌محیطی و مدیریتی شهر است. در فضای پیراشهری یزد نظام‌های مذکور نه تنها مستقل، بلکه در ارتباطی درهم‌تنیده و تأثیرگذار بر یکدیگر عمل می‌کنند. در همین راستا، بررسی زیست پذیری شهری و ابعاد آن در پهنه پیراشهری یزد، شرط اساسی برای درک پویایی فضایی و کارکردی حریم به شمار می‌رود. هدف از این پژوهش تحلیل زیست پذیری شهری در حریم شهر یزد است. روش تحقیق از نوع کاربردی &amp;amp;ndash; تحلیلی و به‌لحاظ گردآوری داده‌ها توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه ساکنان حریم شهر یزد می‌باشد که بر اساس فرمول کوکران، تعداد 384 نفر به‌عنوان حجم نمونه انتخاب شده‌اند. یافته های تحقیق نشان می دهد که بین ابعاد مختلف از لحاظ آلفای کرونباخ برای همه ابعاد بالاتر از 0.8 هستند که نشان از همبستگی مناسب شاخص‌ها با سازه مربوطه و پایایی درونی بالا است. نتایج مدل معادلات ساختاری نشان داد که تمامی ابعاد مورد بررسی تأثیر معناداری بر زیست‌پذیری پیراشهری یزد دارند. در این میان، بعد کالبدی و مدیریتی با ضریب مسیر 0.393 و مقدار T برابر با 5.532 بیشترین اثرگذاری را داشته است. پس از آن، ابعاد زیست‌محیطی(0.291)، اقتصادی (0.167) و اجتماعی&amp;amp;ndash;فرهنگی (0.156) قرار دارند که همگی با مقادیرP کمتر از 0.05، تأثیری مثبت و معنادار بر ارتقای زیست‌پذیری شهری نشان می‌دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنجش وضعیت تحقق پذیری روستاهای خلاق در فضاهای پیرا شهری (مطالعه موردی: روستاهای بخش کوچصفهان شهرستان رشت)</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_230924.html</link>
      <description>نواحی روستایی بهترین مکان برای بروز خلاقیت هستند زیرا به بازدیدکنندگان این امکان را می‌دهند تا با فرآیندها و محصولاتی که در جای دیگر قابل‌دسترس نیستند ارتباط برقرار کنند. رهیافت روستای خلاق در فضاهای پیراشهری با بهره‌گیری از استعدادها، منابع طبیعی، سبک زندگی و پرورش خلاقیت در جامعه میزبان زمینه بازآفرینی سکونتگاه‌های روستایی را فراهم می‌نماید. روستای خلاق مکانی میان فرهنگی است و تمرکز آن بر ترکیب فرهنگ‌ها و تبادل برنامه‌ها و ایده‌ها با یکدیگر است. رهیافت روستای خلاق در فضاهای پیراشهری برای مقابله با انزوای روستایی و دستیابی به پایداری موردتوجه قرار گرفته است. بنابراین راهکاری برای توسعه پایدار مطرح شده است. روش پژوهش حاضر، توصیفی- تحلیلی و از منظر هدف کاربردی است. جامعه آماری این تحقیق، خانوارهای روستایی بخش کوچصفهان در شهرستان رشت است. حجم نمونه با توجه به مدل کوکران تعداد384 خانوار به دست آمد. روایی پرسشنامه با نظرات اساتید بررسی شد و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ 839/0 به دست آمد یافته‌ها نشان داد که از میان شاخص‌های روستای خلاق، بالاترین میانگین مربوط به شاخص انعطاف‌پذیری با مقدار (41/3) و پایین‌ترین میانگین مربوط به شاخص ترویج و آموزش با میانگین (41/2) است. با توجه به نتایج آزمون دوجمله‌ای نیز شاخص انعطاف‌پذیری با مقدار (73/0) از وضعیت مطلوبی برخوردار است . بنابراین از بین شاخص‌های 6 گانه روستای خلاق شاخص انعطاف‌پذیری بیشترین تأثیر را بر خلاقیت روستایی و شاخص ترویج و آموزش کمترین تأثیر را بر خلاقیت روستایی در محدوده مورد مطالعه داشته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثرات راهبردهای سازگاری بر امنیت غذایی در فضای پیراشهری شهرستان دزفول</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_219902.html</link>
      <description>این تحقیق با هدف کلی بررسی اثرات راهبردهای سازگاری بر امنیت غذایی در فضای پیراشهری انجام شد. حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان تعداد 350 نفر با روش نمونه&amp;amp;rlm;گیری طبقه&amp;amp;rlm;ای با انتساب متناسب برای مطالعه انتخاب شد. ابزار اصلی تحقیق پرسشنامه&amp;amp;rlm;ای بود که روایی آن توسط پانل متخصصان و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تایید شد. تجزیه و تحلیل داده&amp;amp;rlm;ها در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی توسط نرم&amp;amp;rlm;افزارهای SPSS انجام شد. نتایج نشان داد که دو راهبرد &amp;amp;laquo;استفاده از اطلاعات هواشناسی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;استفاده از دانش بومی&amp;amp;raquo; بیش از همه راهبردها در زمان خشکسالی توسط کشاورزان استفاده می&amp;amp;rlm;شود. علاوه بر این، نتایج گروه&amp;amp;rlm;بندی راهبردهای سازگاری نشان داد که کشاورزان مورد مطالعه استفاده زیادی از راهبردهای سازگاری مقابله با خشکسالی استفاده&amp;amp;rlm;ای به عمل نمی&amp;amp;rlm;آورند زیرا 4/71 درصد از آنان استفاده کم و متوسطی از راهبردها دارند. همچنین نتایج نشان داد که خانوارهای روستایی دارای وضعیت امنیت غذایی مناسب نیستند زیرا بیش از 60 درصد از آنان دارای ناامنی غذایی هستند. علاوه بر این، نتایج رگرسیون ترتیبی نشان داد که طبقات سازگاری یعنی مدیریت مزرعه و محصول، مدیریت مالی، مدیریت دامداری، فعالیت&amp;amp;rlm;های اجتماعی، مدیریت آب و آبیاری و مدیریت زیرساخت&amp;amp;rlm;های فیزیکی بر امنیت غذایی تاثیر مثبت و معنی&amp;amp;rlm;داری دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تبعات افزایش قیمت اراضی کشاورزی بر ناپایداری معیشت روستاییان (مورد مطالعه: بخش سرخرود شهرستان محمودآباد)</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_230198.html</link>
      <description>تحولات بازار زمین و افزایش قیمت اراضی کشاورزی طی سال‌های اخیر سبب بروز تغییرات عمیقی در ساختار اقتصادی و اجتماعی روستاها شده است. این پژوهش با هدف تحلیل پیامدهای افزایش قیمت اراضی کشاورزی بر معیشت روستاییان بخش سرخرود شهرستان محمودآباد و با بهره‌گیری از مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) انجام شده است. از نظر هدف، تحقیق حاضر کاربردی و از حیث ماهیت و روش، توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی است. جامعه آماری شامل تمامی سرپرستان خانوارهای ساکن در روستاهای بخش سرخرود بود که از میان آنان، ۲۰۰ نفر از ۴۰ روستا بر اساس فرمول کوکران و با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه محقق‌ساخته بود که روایی محتوایی آن توسط پنل متخصصان و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ تأیید گردید. یافته‌ها نشان داد متغیرهای مستقل نهفته (شامل تبعات اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و زیست‌محیطی افزایش قیمت اراضی کشاورزی) در مجموع توانستند حدود ۶۵ درصد از واریانس ناپایداری معیشت روستاییان را تبیین کنند. همچنین تمامی فرضیه‌ها به جز تأثیر تبعات زیست‌محیطی تأیید شدند. به بیان دیگر، از دیدگاه پاسخگویان، تبعات اجتماعی، اقتصادی و کالبدی افزایش قیمت اراضی کشاورزی به‌طور مستقیم بر ناپایداری معیشت خانوارهای روستایی اثرگذار است. براساس نتایج، قوی‌ترین تأثیر افزایش قیمت زمین بر ناپایداری معیشت روستایی، از طریق تبعات اقتصادی آن از جمله؛ کاهش سرمایه‌گذاری در بخش تولید، افزایش هزینه‌های زندگی، افت سودآوری کشاورزی و تشدید شکاف بین اقشار مختلف روستایی اعمال می‌شود. در کنار آن، پیامدهای اجتماعی و کالبدی نیز در زمره مؤلفه‌های تأثیرگذار بر تضعیف ساختار معیشتی شناسایی شد. این تحقیق با ترسیم تصویری جامع از پیامدهای افزایش قیمت اراضی بر ناپایداری معیشت روستایی، بر ضرورت اتخاذ راهکارهای هماهنگ و سیاست‌های هدفمند برای کاهش این اثرات تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی پیشران‌های کلیدی موثر بر روند گسترش سکونتگاه‌های غیررسمی با رویکرد آینده‌نگاری (مطالعه موردی: شهر اردبیل)</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_232887.html</link>
      <description>سکونتگاه های غیررسمی از زمینه‌های ناپایداری توسعه شهری به ویژه در کشورهای در حال توسعه محسوب می‌شود ضمن آنکه چهره‌ای آشفته و بی نظم در بخش خاصی از به وجود می‌آورد، آسیب‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی گسترده‌ای را بر کل شهر تحمیل می‌کند. این تحقیق با رویکرد آینده پژوهی، از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی می‌باشد و هدف آن شناسایی و تحلیل پیشران‌های کلیدی موثر بر گسترش سکونتگاه‌های غیررسمی است. در مرحله نخست تحقیق، مؤلفه‌های مؤثر بر گسترش غیررسمی سکونتگاه‌ها از طریق پرسشنامه دلفی با استفاده از نظرات 25 نفر از خبرگان و متخصصان در حوزه برنامه‌ریزی شهری و مدیریت شهری که براساس نمونه‌گیری گلوله برفی انتخاب شده بودند، شناسایی گردید. در مرحله دوم 37 شاخص انتخاب شده در قالب ماتریس اثرات متقاطع توسط متخصصان امتیاز دهی شده و در مرحله بعد با وارد کردن امتیازات در نرم افزار میک مک، عوامل کلیدی موثر بر گسترش سکونتگاه‌های غیررسمی به دست آمد. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که از میان 37 شاخص، 10 شاخص به عنوان پیشران‌های گسترش سکونتگاه‌ها غیررسمی عمل نموده و شاخص‌های، ضعف مدیریت شهری، مهاجرت و رشد جمعیت، دارای بالاترین تاثیرمی‌باشند. علاوه بر این نتایج نشان داد که گسترش سکونتگاه‌های غیررسمی اردبیل به عنوان یک سیستم پایدار عمل نموده و با سیاست‌های تک بعدی نمی‌توان آن را کنترل و اثرات منفی آن را کاهش داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل موثر بر گسترش اسکان غیر رسمی در روستاهای پیرامون کلانشهر مشهد</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_243171.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی و تحلیل عوامل مؤثر بر شکل‌گیری و تداوم سکونتگاه‌های غیررسمی در شهرستان مشهد با استفاده از رویکرد تحلیل ساختاری دیمتل پرداخته است. هدف اصلی، شناسایی روابط علی و معلولی بین مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و جمعیتی و اولویت‌بندی آن‌ها به منظور ارائه راهکارهای موثر مداخله‌ای بوده است. داده‌های پژوهش از طریق بررسی‌های میدانی و تحلیل یافته‌های بخش دوم پژوهش گردآوری و پردازش شده‌اند. پس از محاسبه ماتریس روابط اولیه (T) و اعمال آستانه معناداری (k=0.071)، ماتریس نهایی روابط معنادار به دست آمد. سپس با محاسبه شاخص‌های کلیدی دیمتل شامل تاثیر خالص (D-R)، تاثیر کل (D+R)، میزان تاثیرپذیری (Ri) و میزان اهمیت (Di)، الگوهای تاثیرگذاری و تاثیرپذیری بین عوامل ترسیم گردید. نتایج تحلیل نشان داد که عواملی چون مهاجرت از روستا به شهر (C7)، فقر و محرومیت (C12)، خشونت و ناامنی (C13) و بهداشت عمومی نامناسب (C14) به عنوان عوامل علی اصلی و محرک‌های قوی سیستم عمل می‌کنند و بیشترین تاثیر را بر سایر عوامل دارند. در مقابل، عواملی همچون کیفیت و ایمنی مسکن (C2)، موقعیت مکانی مسکن (C3) و کیفیت تحصیل (C11) به عنوان عوامل معلولی شناسایی شدند که بیشتر تحت تاثیر عوامل دیگر قرار دارند. مقادیر شاخص Ri بیانگر تعادل نسبی در تاثیرگذاری و تاثیرپذیری اکثر عوامل بود. این یافته‌ها بر ضرورت اتخاذ رویکردی جامع و چندبعدی در سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی برای مقابله با پدیده سکونتگاه‌های غیررسمی تاکید دارد، به گونه‌ای که هم به ریشه‌های اقتصادی و اجتماعی پرداخته شود و هم به بهبود شرایط کالبدی و زیرساختی توجه گردد. پیشنهادهای کاربردی بر اساس اولویت‌بندی عوامل علی و معلولی، شامل تقویت برنامه‌های اقتصادی-اجتماعی، ارتقاء خدمات بهداشتی، بهبود کیفیت مسکن و افزایش امنیت در این مناطق ارائه شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل انتقادی تحقق &amp;laquo;حق به شهر&amp;raquo; با رویکرد عدالت فضایی و حکمرانی شهری در فضاهای پیراشهری (مطالعه موردی: کلان‌شهر مشهد)</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_244470.html</link>
      <description>تحولات سریع شهرنشینی و گسترش فضاهای پیرامونی کلان‌شهرها، به‌ویژه در شهرهای زیارتی، نابرابری‌های فضایی، تمرکز سرمایه و دسترسی نابرابر گروه‌های مختلف اجتماعی به خدمات و امکانات شهری را تشدید کرده است. این شرایط ضرورت بررسی تحقق &amp;amp;laquo;حق به شهر&amp;amp;raquo; و تحلیل رابطه میان توسعه فضایی، حکمرانی شهری و عدالت اجتماعی را برجسته می‌سازد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل انتقادی تحقق حق به شهر در کلان‌شهر مشهد و بررسی ادراک شهروندان نسبت به دسترسی برابر، مشارکت فعال و امنیت اجتماعی انجام شد. روش پژوهش از نوع آمیخته با رویکرد اکتشافی&amp;amp;ndash;تبیینی بود و شامل ۱۸ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با خبرگان مدیریت شهری و ۳۹۸ پرسشنامه تکمیل‌شده توسط شهروندان بالای ۱۸ سال با نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای بود. داده‌ها با استفاده از روش‌های توصیفی و تحلیلی پردازش شدند و برای بررسی اثرات مستقیم و غیرمستقیم سازه‌های حکمرانی شهری، عدالت فضایی و امنیت اجتماعی بر تجربه حق به شهر، از مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که ادراک شهروندان از تحقق حق به شهر در سطح متوسط تا بالا قرار دارد. حکمرانی شهری بیشترین اثر مستقیم را بر تجربه حق به شهر داشته و نقش میانجی معناداری در تقویت اثر عدالت فضایی و امنیت اجتماعی ایفا می‌کند. همچنین، عدالت فضایی و امنیت اجتماعی دارای اثرات مستقل، مثبت و معنادار بودند؛ به‌ویژه در زمینه دسترسی متوازن به فضاهای عمومی، برابری در ارائه خدمات و احساس ایمنی. در واقع، یافته‌ها نشان می‌دهد حکمرانی شهری نقش میانجی کلیدی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین مولفه‌های موثر بر خلق فضاهای پناهندگی شهری از رهگذر باغشهرهای پیرامون شهر زنجان</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_245705.html</link>
      <description>رشد شتابان شهرنشینی و غلبه مناسبات اقتصادی بر ارزش‌های بوم‌شناختی، شهروندان را با چالش‌هایی چون فرسودگی روانی و گسست از طبیعت مواجه ساخته است. در چنین شرایطی، مفهوم &amp;amp;laquo;پناهندگی شهری&amp;amp;raquo; به عنوان نیاز انسان به فضاهایی برای بازیابی آرامش و بازسازی ارتباط با طبیعت اهمیتی فزاینده یافته است. باغشهرهای پیرامون شهر زنجان، به عنوان نمونه‌هایی ارزشمند از سکونتگاه‌های هم‌ساز با طبیعت، واجد کیفیاتی هستند که می‌تواند الهام‌بخش خلق چنین فضاهایی باشد. این پژوهش با هدف تبیین مؤلفه‌های مؤثر بر خلق فضاهای پناهندگی شهری از رهگذر باغشهرهای پیرامون شهر زنجان انجام شده است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، ترکیبی (کیفی-کمی) است. در بخش کیفی، با استفاده از روش دلفی فازی و مشارکت ۳۵ متخصص، مؤلفه‌های مؤثر شناسایی شدند. در بخش کمی، با بهره‌گیری از مدل‌سازی معادلات ساختاری و نرم‌افزار PLS، نوع و میزان اثرگذاری مؤلفه‌ها تعیین گردید. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مؤلفه &amp;amp;laquo;حس تعلق مکانی و ادراکی&amp;amp;raquo; با ضریب مسیر ۰٫۴۷۷ و آماره t برابر ۷٫۸۶۹، بیشترین تأثیر مثبت و معنادار را بر فضاهای پناهندگی شهری دارد. مؤلفه &amp;amp;laquo;اکولوژیک و اجتماعی&amp;amp;raquo; نیز با ضریب مسیر ۰٫۳۵۸ دارای اثر مثبت و معنادار است. در مقابل، مؤلفه &amp;amp;laquo;دسترسی و اتصال&amp;amp;raquo; با ضریب منفی ۰٫۳۵۳- دارای اثری معکوس و معنادار بوده و مؤلفه &amp;amp;laquo;ایمنی و آسایش&amp;amp;raquo; فاقد تأثیر معنادار شناسایی شد. ضریب تعیین (R&amp;amp;sup2;) مدل برابر با ۰٫۷۶۳ نشان‌دهنده قدرت تبیین بالای متغیرهای مستقل است. نتیجه نهایی آنکه خلق فضاهای پناهندگی شهری در باغشهرهای زنجان، بیش از مؤلفه‌های کالبدی و عملکردی، تحت تأثیر ابعاد ادراکی، هویتی و اکولوژیکی قرار دارد. تقویت حس تعلق مکانی، حفاظت از ساختار طبیعی باغشهرها و ایجاد تعادل میان دسترسی و آرامش، کلیدواژه‌های اصلی در برنامه‌ریزی برای چنین فضاهایی محسوب می‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر اقتصادچرخشی برعملکرد کسب وکارها در فضاهای پیراشهری بانقش میانجی کارآفرینی اجتماعی (مورد مطالعه:مناطق پیراشهری شهر کرمان)</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_246979.html</link>
      <description>گسترش سریع فضاهای پیراشهری در دهه‌های اخیر با چالش‌هایی همچون افزایش تولید پسماند، فشار بر منابع طبیعی و ضعف در نظام‌های مدیریت محیط‌زیستی همراه بوده است. در این میان، اقتصاد چرخشی به‌عنوان الگویی نوین برای جایگزینی مدل خطی تولید و مصرف، با هدف کاهش اتلاف منابع، افزایش بهره‌وری و ایجاد ارزش پایدار مطرح شده است. هم‌زمان، کارآفرینی اجتماعی می‌تواند با بهره‌گیری از نوآوری‌های اجتماعی و مشارکت جامعه محلی، نقش مهمی در تحقق توسعه پایدار در این فضاها ایفا کند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر اقتصاد چرخشی بر عملکرد غیرمالی کسب‌وکارها در فضاهای پیراشهری با تأکید بر نقش میانجی کارآفرینی اجتماعی است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی با رویکرد کمی است. داده‌های پژوهش از طریق پرسشنامه و از جامعه آماری شامل دهیاران و متخصصان حوزه‌های برنامه‌ریزی شهری، محیط‌زیست، مدیریت پسماند و کارآفرینی اجتماعی گردآوری شد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران ۳۸۴ نفر تعیین گردید. به‌منظور آزمون فرضیه‌ها و تحلیل روابط میان متغیرها از مدل‌سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) و نرم‌افزار SmartPLS استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که اقتصاد چرخشی تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد کسب‌وکارهای پیراشهری دارد. همچنین کارآفرینی اجتماعی اثر مستقیم و معناداری بر عملکرد کسب‌وکار داشته و در رابطه بین اقتصاد چرخشی و عملکرد کسب‌وکار نقش میانجی ایفا می‌کند؛ به‌گونه‌ای که نوع میانجی‌گری به‌صورت میانجی‌گری جزئی مکمل شناسایی شد. علاوه بر این، مدل پژوهش توانست بخش قابل توجهی از واریانس متغیرهای کارآفرینی اجتماعی و عملکرد کسب‌وکار را تبیین کند</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل گسست سیاست‌های رسمی مسکن و عدالت فضایی در سکونتگاه‌های غیررسمی زاهدان</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_247058.html</link>
      <description>سیاست‌های رسمی مسکن در بسیاری از کشورهای درحال‌توسعه، با هدف بهبود شرایط زیستی گروه‌های کم‌درآمد تدوین می‌شوند، اما در عمل اغلب با واقعیت‌های اجتماعی و فضایی سکونتگاه‌های غیررسمی هم‌خوان نیستند. این پژوهش با تمرکز بر شهر زاهدان به‌عنوان یکی از کانون‌های حاشیه‌نشینی در شرق ایران، به تحلیل گسست میان سیاست‌های رسمی مسکن و واقعیت زیستی، نهادی و فرهنگی این سکونتگاه‌ها می‌پردازد. روش تحقیق از نوع کیفی و مبتنی بر رویکرد تحلیل تماتیک است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با 36 نفر از مدیران، کارشناسان و برنامه‌ریزان حوزه مسکن گردآوری و با روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفت. یافته‌ها نشان دادند که سه تم اصلی، الگوی گسست سیاستی را در زاهدان تبیین می‌کنند: (۱) ناهماهنگی سیاست‌های رسمی با شرایط زیستی و نهادی سکونتگاه‌های غیررسمی، (۲) نابرابری فضایی و غیبت عدالت در سیاست‌های حمایتی، و (۳) بی‌توجهی به زمینه‌های محیطی، اقتصادی و جمعیتی در فرایند سیاست‌گذاری. نتایج حاکی از آن است که سیاست‌های مسکن در زاهدان ماهیتی تمرکزگرا، کمیت‌محور و فاقد حساسیت زمینه‌ای دارند و در نتیجه، به جای کاهش نابرابری، خود به بازتولید آسیب‌پذیری شهری انجامیده‌اند. این پژوهش بر ضرورت بازنگری در منطق سیاست‌گذاری مسکن از رویکرد کالبدی به عدالت‌محور و زمینه‌مند تأکید می‌کند و پیشنهاد می‌دهد سازوکارهای مشارکت اجتماعی و تصمیم‌گیری میان‌سطحی در طراحی و اجرای سیاست‌های مسکن تقویت شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین سناریو های موثر بر بهینه سازی تغییرات کاربری اراضی روستاهای پیرامون شهر ارومیه</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_251665.html</link>
      <description>تغییرات کاربری اراضی در نواحی پیرامون شهرها، به‌ویژه در روستاهای واقع در حوزه نفوذ کلان‌شهرها، یکی از مهم‌ترین چالش‌های برنامه‌ریزی فضایی محسوب می‌شود؛ زیرا گسترش فیزیکی شهرها و تغییر الگوی بهره‌برداری از اراضی، پایداری منابع طبیعی و اراضی کشاورزی را با تهدید مواجه می‌کند. با وجود مطالعات متعدد درباره پایش تغییرات کاربری اراضی، توجه کمتری به تدوین سناریوهای آینده‌نگر برای هدایت این تغییرات معطوف شده است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف تدوین سناریوهای مؤثر بر بهینه‌سازی تغییرات کاربری اراضی روستاهای پیرامون شهر ارومیه انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و اکتشافی است. ابتدا تغییرات کاربری اراضی با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای سال‌های ۲۰۰۰، ۲۰۱۱ و ۲۰۲۴ استخراج و تحلیل شد؛ سپس پیشران‌های اثرگذار بر تغییرات کاربری از طریق نظرخواهی از خبرگان شناسایی و با بهره‌گیری از تحلیل ساختاری و سناریونویسی آینده بررسی شدند. نتایج نشان داد که طی دوره مورد مطالعه، گسترش کاربری‌های مسکونی و کاهش اراضی با کاربری &amp;amp;laquo;سایر&amp;amp;raquo; بیانگر تداوم فشار توسعه شهری بر روستاهای پیرامونی است، در حالی که تغییرات پوشش گیاهی و پهنه‌های آبی نسبتاً محدود بوده است. تحلیل ساختاری نیز شش پیشران کلیدی را به‌عنوان مؤثرترین عوامل شکل‌دهنده آینده تغییرات کاربری اراضی شناسایی کرد که مبنای تدوین سناریوهای محتمل و مطلوب قرار گرفتند. این سناریوها نشان می‌دهند که هدایت تغییرات کاربری اراضی مستلزم تمرکز هم‌زمان بر کنترل توسعه کالبدی، حفاظت از اراضی کشاورزی و تقویت سازوکارهای حکمرانی فضایی است. نتایج پژوهش می‌تواند به‌عنوان پشتوانه‌ای برای سیاست‌گذاری آینده‌نگر و تصمیم‌گیری فضایی در مدیریت نواحی روستایی پیرامون شهر ارومیه مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی و رتبه بندی تاب‌آوری شهری در مناطق پیراکلانشهری</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_214836.html</link>
      <description>تاب‌آوری از منظر پژوهشگران به‌ویژه در مدیریت بحران و مخاطرات طبیعی به موارد مختلفی اشاره دارد. برخی آن را به‌عنوان ظرفیت یک سیستم شبکه یا بنگاه اقتصادی برای حفظ و بازیابی عملکرد خود پس از بحران می‌دانند، در حالی که برخی دیگر تاب‌آوری زیرساخت‌ها را به توانایی سیستم‌های مختلف در کاهش احتمال شوک و اثرات بحران و بازیابی سریع عملکرد پس از حادثه تعریف می‌کنند. هدف پژوهش حاضر ارزیابی و رتبه بندی تاب‌آوری نواحی سه گانه شهر ورامین در منطقه پیراکلانشهری تهران در مواجهه با بحران‌های طبیعی و انسانی است. این پژوهش از نوع کاربردی و توصیفی-تحلیلی بوده و برای گرد آوری اطلاعات از روش های کتابخانه ای، میدانی و پرسشنامه استفاده شده است. نتایج تحلیل مدل کوکوسو نشان می‌دهد که ناحیه 1 با امتیاز 169/3 بالاترین سطح تاب‌آوری را دارد و توانایی بیشتری در مواجهه و مدیریت بحران‌ها نسبت به سایر نواحی دارد. ناحیه 2 با امتیاز 642/2 در رتبه دوم و ناحیه 3 با امتیاز 452/1 در رتبه سوم قرار گرفته اند. این رتبه‌بندی بیانگر نیاز به تقویت زیرساخت‌ها و ارتقای تاب‌آوری نواحی 2 و 3 برای کاهش آسیب‌پذیری در برابر بحران‌ها است. یافته‌ها ضرورت تقویت زیرساخت‌ها و ارتقای تاب‌آوری در نواحی آسیب‌پذیرتر را نشان می‌دهد. پژوهش پیشنهاد می‌کند تمرکز بر سیاست‌های مدیریتی هدفمند، حمایت از فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی پایدار، و توسعه فضاهای سبز و عمومی می‌تواند به افزایش تاب‌آوری و دستیابی به توسعه پایدار در شهر ورامین کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی عوامل و راهبردهای موثر بر برآورد نیاز آبی فضای سبز در راستای بهینه‌سازی مدیریت مصرف آب (مورد مطالعه: مناطق پیراشهری مینودشت)</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_252922.html</link>
      <description>فضای سبز شهری نقشی حیاتی در کیفیت زندگی دارد، اما تأمین آب آن در اکثر مناطق با چالش جدی مواجه است. لذا پژوهش حاضر با هدف تبیین عوامل و راهبردهای موثر بر برآورد نیاز آبی فضای سبز شهری در راستای بهینه‌سازی مدیریت مصرف آب در مناطق پیراشهری مینودشت، به انجام رسیده است. پژوهش کاربردی حاضر با رویکردی توصیفی-تحلیلی به انجام رسیده است. پژوهش کیفی حاضر با روش نظریه‌ی زمینه‌ای (گراندد تئوری) با رویکرد استراوس و کوربین انجام شده است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۳۵ متخصص و به روش نمونه‌گیری گلوله‌برفی جمع‌آوری و در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی تا اشباع نظری تحلیل شد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که برآورد دقیق نیاز آبی فضای سبز شهری در مناطق پیراشهری مینودشت، با سه دسته‌عامل اصلی مواجه است: عوامل علی شامل کمبود منابع آب، توسعه‌ی بی‌رویه‌ی فضای سبز و ضعف در آمار و اطلاعات پایه؛ عوامل زمینه‌ای شامل ویژگی‌های اجتماعی و فرهنگی، ساختار مدیریت شهری و شرایط اقتصادی منطقه؛ و عوامل مداخله‌گر شامل محدودیت‌های فنی و ابزاری، عوامل سیاسی و تصمیم‌گیری و ویژگی‌های طبیعی غیرقابل کنترل. مقوله‌ی هسته‌ای پژوهش، &amp;amp;laquo;شکاف بین داده‌های موجود و نیاز واقعی در شرایط مدیریت غیریکپارچه&amp;amp;raquo; شناسایی شد که نشان از نبود نظام یکپارچه‌ی داده‌محور در منطقه دارد. راهبردهای ارائه‌شده در چهار محور بهبود سیستم آبیاری و فناوری، اصلاح الگوی کشت و طراحی فضای سبز، مدیریت داده‌محور و برنامه‌ریزی، و آموزش و مشارکت اجتماعی، در صورت اجرای هماهنگ، می‌توانند به پیامدهای مثبتی نظیر بهینه‌سازی مصرف آب، ارتقای کیفیت فضای سبز، توسعه‌ی پایدار و تاب‌آوری شهری، و ارتقای سرمایه‌ی اجتماعی منجر شوند؛ در مقابل، تداوم وضع موجود، پیامدهای جبران‌ناپذیری از جمله بحران آب، تخریب فضای سبز، افزایش هزینه‌ها و تعارضات، و افت کیفیت زیست‌محیطی و سلامت را به همراه خواهد داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل اثرات گردشگری دریایی و ساحلی بر شاخص های اجتماعی نواحی پیرامونی چابهار</title>
      <link>https://www.jpusd.ir/article_253281.html</link>
      <description>صنعت گردشگری دریایی و ساحلی با گسترش سریع خود، تحولات عمیقی در ساختار اجتماعی مناطق همجوار ایجاد کرده است، اما این اثرات در سواحل چابهار کمتر مورد بررسی نظام‌مند قرار گرفته است. بر این اساس، این پژوهش، به تحلیل اثرات گردشگری دریایی و ساحلی بر شاخص-های اجتماعی مناطق پیرامون در چابهار می‌پردازد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از حیث روش، توصیفی‑تحلیلی با رویکرد کمی است. داده‌ها به‌روش اسنادی و میدانی (پرسشنامه و مشاهده) گردآوری شده و جامعه آماری شامل ساکنان شهرستان چابهار (۲۳۶۲۰۰ نفر) بوده که حجم نمونه با فرمول کوکران ۳۸۴ نفر برآورد شده است. برای تحلیل داده‌ها از آزمون تی تک‌نمونه‌ای و تحلیل عاملی تأییدی با نرم‌افزارهای SPSS و AMOS استفاده شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که گردشگری دریایی و ساحلی در مناطق پیرامونی چابهار تأثیر مثبت و معناداری بر مؤلفه‌های اجتماعی داشته است. بر اساس آزمون تی‌تک‌نمونه‌ای، میانگین تمام شاخص‌ها بالاتر از حد متوسط (۳) ارزیابی شد که حاکی از تأثیر متوسط تا مطلوب است. بیشترین تأثیر در حوزه‌ی مشارکت و سرمایه‌ی اجتماعی (میانگین تا ۳٫۸۰) و کمترین آن در مؤلفه‌ی امنیت (میانگین حدود ۳٫۵۰) مشاهده شد. تحلیل عاملی تأییدی نیز بارهای عاملی بالایی را برای مشارکت اجتماعی (۰٫۸۲) و همبستگی اجتماعی (۰٫۸۱) نشان داد. گردشگری موجب افزایش خودباوری، مهارت‌های فنی، مشارکت زنان، و کاهش نسبی مهاجرت شده است. با این حال، تأثیر بر کاهش مهاجرت نخبگان و خوش‌بینی به نوآوری‌ها ضعیف‌تر بود. شاخص‌های برازش مدل (CFI=0.92, RMSEA=0.071) بیانگر برازش مناسب داده‌هاست. در مجموع، گردشگری دریایی و ساحلی به‌عنوان راهبردی مؤثر در توسعه‌ی اجتماعی شناخته می‌شود، اما نیازمند برنامه‌ریزی هدفمند برای تقویت امنیت، انسجام سازمانی، و جذب نخبگان است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
