1
دکترا، گروه معماری، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران
2
برنامهریزی شهری، موسسه آموزش عالی معماری و هنر پارس، تهران، ایران
3
گروه معماری، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران
4
گروه معماری، واحد امارات، دانشگاه آزاد اسلامی، دبی، امارات متحده عربی
10.22034/jpusd.2025.533273.1352
چکیده
در دهههای اخیر، سکونتگاههای پیراشهری بهمثابه فضاهایی میانرشتهای با چالشهای متراکم اجتماعی، فضایی و نهادی، نیازمند رویکردهایی نوین در برنامهریزی شهری هستند. در همین راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی ظرفیتهای فناورانه پلتفرمهای متاورسی در توانمندسازی این سکونتگاهها در بستر شهرهای ایران، بهروش کیفی و با بهرهگیری از تحلیل محتوای منابع علمی معتبر انجام شده است. چارچوب نظری تحقیق با تلفیق نظریههای سکونتگاههای غیررسمی، اقتصاد پلتفرمی، توانمندسازی دیجیتال و شهر هوشمند جامعهمحور، به طراحی یک مدلی منتهی شد که در آن پنج مضمون اصلی شامل: «توانمندسازی مشارکتی با عدالت فضایی»، «بازآفرینی مشارکتی دیجیتال»، «حکمرانی پلتفرمی و سیاستگذاری دادهمحور»، «زیرساختهای هوشمند بهمثابه محرک تحول»، و «بومیسازی فناوری و ظرفیتسازی نهادی» شناسایی شدند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که متاورس، در صورت بومیسازی و بهرهگیری از ظرفیت مشارکتی آن، میتواند بهعنوان ابزاری نوین برای غلبه بر شکاف فضایی ـ اجتماعی در سکونتگاههای پیراشهری به کار گرفته شود. این فناوری با ایجاد بسترهایی برای شبیهسازی فضایی، تعامل مجازی، و ارتقاء حکمرانی دادهمحور، قادر است در شکلدهی به رویکردی نوین در برنامهریزی شهری ایران، بهویژه در مناطق کمبرخوردار، ایفای نقش نماید. البته موفقیت این فرایند منوط به بومیسازی فناوری، تطبیق با چارچوبهای نهادی محلی، و سیاستگذاری آگاهانه در سطح ملی و شهری است و بدون توجه به این پیشنیازها، متاورس نه تنها شکاف دیجیتال را تشدید میکند، بلکه به ابزاری برای تداوم نابرابریهای فضایی تبدیل خواهد شد. از این رو، پلتفرمهای متاورسی را میتوان بهعنوان ابزاری تحولگرا در حوزه عدالت فضایی و توانمندسازی دیجیتال قلمداد کرد؛ ابزاری که در صورت تدوین چارچوب حکمرانی فراگیر و محلیسازی کارکردهای فناورانه، میتواند نواحی پیراشهری ایران را از وضعیت حاشیهنشینی منفعل به موقعیتی فعال در فرایند توسعه شهری پایدار ارتقا دهد.