توسعه فضاهای پیراشهری

توسعه فضاهای پیراشهری

توسعه پیرا شهری در بحبوحه انقلاب اسلامی؛ درس‌هایی از برخاست های ضد برنامه‌ریزی شهری و تکنیک‌های جایگزین مردم عادی در حاشیه شهرهای ایران

نوع مقاله : مقاله برگرفته از رساله دکتری

نویسندگان
1 دانشجو دکتری جغرافیا و برنامه ریزی شهری دانشگاه خوارزمی تهران
2 دانشیار جغرافیا و برنامه ریزی شهری، گروه جغرافیا انسانی ، دانشکده علوم جغرافیا ، دانشگاه خوارزمی، تهران ، ایران
3 استادیار جغرافیا و برنامه ریزی شهری ، گروه جغرافیا انسانی، دانشکده علوم جغرافیا، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
4 دانشیار برنامه ریزی شهری و منطقه ای، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی، جهاد دانشگاهی، تهران، ایران
10.22034/jpusd.2026.601176.1416
چکیده
انقلاب اسلامی ایران درواقع رابطه پرآشوب قدرت بین حاکمیت و حوزه پیراشهر-غیررسمی را نشان می‌دهد. به‌گونه‌ای که، غیررسمی بودن شهری ابزاری اکتشافی برای درک رویه‌های ارضی قدرت دولتی در فرآیندهای برنامه‌ریزی شهری کشور ما است. این پژوهش با رویکرد روش‌شناسی فلسفه پساتوسعه با تأکید بر نقش قدرت‌ها در فرایند برنامه‌ریزی و توسعه سکونتگاه‌های پیرا شهری در حاشیه شهرهای ایران در اوایل انقلاب اسلامی استدلال متمایزی را از مسئله پژوهش ارائه کرده است. یکی از پیامدهای عمده‌ی نوسازی و توسعه ملی دوره پهلوی در کشور ایران، طرد فضایی و غیررسمی شدن مناطق پیرا شهری در فرآیند طرح‌ها برنامه‌ریزی و سیاست‌های توسعه شهری بوده است. درعین‌حال، این فرآیندها به معنای رشد بیشتر مناطق غیررسمی پیرا شهری در شهرهای کشور بوده است. این سؤال را می‌توان مطرح کرد که آیا در فرایند تاریخی توسعه برنامه‌ریزی شهری در کشور ایران «اقشار مردم عادی و نخبگان پیرا شهری واقعاً اکثریتی منفعل و استثمارشده را تشکیل می‌دهند؟» نتایج این پژوهش نشان می‌دهد درجایی که برنامه و طرح‌های توسعه شهری دولت به‌طور گسترده و مکرر مردم را ناامید کرده است، بخش پیراشهر-غیررسمی این کمبود را جبران کرده و به یک واقعیت ذاتاً سیاسی در شهرهای کشور تبدیل‌شده است. بااین‌حال، غیررسمی بودن به‌عنوان شیوه شهرنشینی برای دولت‌ها در کشور ما غیرقابل‌عبور است، زیرا ساکنان شهرها سازندگان شهر هستند. بااین‌حال، تا به امروز سکونتگاه‌های پیراشهر-غیررسمی به‌عنوان وسیله کلیدی مسکن و خدمات شهری و سایر کارکردها در بسیاری از شهرهای کشور که از خدمات کافی برخوردار نیستند، پابرجا مانده است. آنچه در چنین کاری موردتوجه است، مفهوم‌سازی غیررسمی بودن به‌عنوان نظم شهری جایگزین، روشی متفاوت برای سازمان‌دهی فضا و مذاکره در مورد حق بر سکونت است. بااین‌حال، مفهوم‌سازی نئولیبرالی از «غیررسمی بودن به‌عنوان برنامه‌ریزی توسعه» روایتی فریبنده، قانع‌کننده و اغواکننده از فرصت و توانمندسازی را نشان می‌دهد.
کلیدواژه‌ها
موضوعات


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 26 مهر 1405